شما صفحه آرشیو را مشاهده می‌کنید. برای دیدن صفحه اصلی‌ به این لینک مراجعه نمائیدhttp://iran-interlink.org/wordpressfa/



  • دیدار آن سینگلتون از کمپ عراق جدید (سابقا اشرف). مجاهدین خلق (فرقه رجوی) در پروسه پیشرفت دموکراسی در عراق خرابکاری می کنند
  • تروریسم مجاهدین خلق (فرقه رجوی) با پشتیبانی امریکا و اسرائیل، نمک آشی که برای جنبش سبز پخته اند - مسعود خدابنده، مشاورین استراتژی خاورمیانه ا
  • چرا کسی در مورد نقض مستمر و فاحش حقوق بشر در کمپ اشرف (مجاهدین خلق، فرقه رجوی) تحقیق نمی کند؟ - گزارشی از کمپ اشرف، مارس 2011
  • چه کسی مسئول رنج مداوم خانواده های اعضای گرفتار در پادگان اشرف است؟ (بنیاد خانواده سحر، ژوئیه 2010: آمریکا یک راه بیشتر ندارد. باید دست دولت عرا
  • صدور حکم بازداشت مریم و مسعود رجوی و 37 تن دیگر از مجاهدین خلق در عراق (رویترر، ژوئیه 2019)
  • ایران اینترلینک - گزارش دوم از بغداد، اردوگاه اشرف و سازمان مجاهدین خلق (فرقه رجوی) - مسعود خدابنده، ایران اینترلینک، سپتامبر 2009
  • نظرات دکتر موفق الربیعی در مورد کمپ اشرف، مسعود رجوی و "زهر زدایی" از اعضای سازمان مجاهدین خلق (خبرگزاری رویتر، ششم آوریل 2009 )
  • ممانعت رجوی (رهبر فرقه مجاهدین خلق) از ورود هیأت تحقیق وزارت حقوق بشر به اشرف (اصوات العراق، چهاردهم مارس 2009)
  • الموتمر عراق: اتحاديه اروپا منافقين را به خاك خود دعوت كند (موتمر، یازدهم فوریه 2009)
  • آقای بنی صدر: وقتی سازمانی وابسته شد طبیعتا وجه المصالحه می شود (رادیو فرانسه، پنجم فوریه 2009)
  • آمریکا تبعیدیان ایرانی تحت حمایت را در عراق بلاتکلیف نگاه میدارد (گزارشاتی از شبکه رادیو عمومی ملی امریکا از بغداد و تهران. آوریل 2008)
  • ورود اولین سری نجات یافتگان از جهنم اشرف در عراق به کشورهای اروپایی
  • معرفی یکی از چماقداران مجاهدین خلق (فرقه رجوی) لیلا جزایری یا اعظم فرهانی ملا حسنی کهنه.
  • ترجمه گزارش ویژه ایران اینترلینک از بغداد، قرارگاه اشرف و مجاهدین خلق (ایران اینترلینک، مسعود خدابنده، فوریه 2008)
  • اتحادیه اروپا بار دیگر مجاهدین (شورای ملی مقاومت،ارتش آزادیبخش، فرقه رجوی ...) را در فهرست تروریستها قرار داد ( دسامبر 2007)
  • هیئت نمایندگی پارلمان اروپا در ایران با انجمن نجات دیدار نمود (دسامبر 2007)
  • رئیس گروه پارلمان اروپا: سازمان مجاهدین در اتحادیه اروپا، انگلستان و آمریکا همچنان غیر قانونی و سیاست ما نفی آن است (دسامبر2007)
  • همایش ؛ مغز شویی ؛ جنایت علیه بشریت (دانشگاه تبریز، دسامبر 2007)
  • دیدار و سخنرانی پرفسور شلدون فوت و مسعود خدابنده در پارلمان بریتانیا (نوامبر 2007)
  • هیئت نمایندگی پارلمانی بریتانیا از انجمن نجات در تهران دیدار کرد (نوامبر 2007)
  • رجوی رهبر مجاهدین به اعضای فرقه اجازه ملاقات با خانواده بدهد (خدابنده، اوت 2007)
  • سایت رجوی: هیچکس ، واقعا هیچکس صلاحیت انتقاد به رهبران پاک باز آزادی را ندارد! (ایران دیدبان، چهارم اوت 2007)
  • وصلت با تروریستها؟ نه! (کنت تیمرمن، سیزده ژوئیه 2007)
  • استفاده ابزاری از نام مسعود رجوی در تبلیغات مجاهدین حاکی از شتاب گرفتن سقوط فرقه به فاجعه غیر قابل کنترل نهایی است (بریف ایران - اینترلینک)
  • گزینه هایی سخت در روند مذاکرات ایران و امریکا (مسعود خدابنده، آسیا تایمز، بیست و یکم می 2007)
  • انتشار گزارش جدید وزارت خارجه امریکا (مسعود خدابنده، سوم می 2007)
  • اظهارات ابراهيم خدابنده و جميل بصام در مورد مجاهدین خلق (فرقه رجوی) - ایسنا، هشتم آوریل 2007
  • مصاحبه تلویزیون کانال سه بریتانیا با آن سینگلتون در رابطه با مجاهدین خلق، فرقه تروریستی رجوی(سی و یکم مارس 2007)
  • نامه سرگشاده ابراهیم خدابنده به مسعود رجوی رهبر سازمان مجاهدین خلق ایران و شورای ملی مقاومت ایران (سی مارس 2007)
  • مادری التماس می کند که میشود خبری از بچه من بگیری؟!!(دکتر نوری زاده، مارس 2007)

  • تهدید و ترور شخصیت خانم اختر قاسمی ، خبرنگار و فعال حقوق بشرتوسط عوامل سازمان مجاهدین خلق ایران! (فرقه رجوی)

    تهدید و ترور شخصیت خانم اختر قاسمی ، خبرنگار و فعال حقوق بشرتوسط عوامل سازمان مجاهدین خلق ایران! (فرقه رجوی)

    .

    ... واقعا خودتون ببینید چطور دو سه روزه دسته جمعی و سیستماتیک دارند منو ترور می کنند و چه با پیام خصوصی و چه عمومی دارند به من حمله می کنند و تهدید می کنند؟ فقط چون فیلم افشاگری یک زن مجاهد رده ی بالای مجاهدین را در مورد سواستفاده های جنسی رجوی به اشتراک گذاشتم عملا دارند به من میگن ممکنه فردا یه فیلم افشاگری در باره ی خودت درست بشه که روابط جنسی بخاطر پول داشتی! اولا برای اطلاع این دوستان بگم اگر هم درست بشه که هیچ بعید نیست با این برخوردهایی که من می بینم دست به اینگونه اعمال بزنند میگم به شما هیچ ربطی نداره و اگر هم اینکارو کردم جسم خودم را فروختم مملکتم را که به صدام ها نفروختم و حیثیت مردمم را که نفروختم! ...  

    رجوی گردنبندی طلا که عکس خودش بر روی آن حک شده را به خانم ها هدیه می کرده است!

    وبلاگ عیاران به نقل از صفحه فیسبوک خانم اختر قاسمی، سوم دسامبر 2012
    لینک به منبع

    لینک به صفحه فیسبوک خانم اختر قاسمی
    https://www.facebook.com/akhtarghasemiI

    دوستان عزیز

    فقط برای اطلاع تون میگم که خودتون قضاوت کنید بخاطر ارسال یک لینک خبری که کارم هست برخی دوستان هوادار مجاهدین دو سه روزه که فقط دارند منو تهدید و ترور می کنند و توهین و فحاشی می کنند! این توضیحات را می نویسم و دیگه هم نمی خوام این بحث را ادامه بدم چون متاسفانه این دوستان به جز فحاشی و مزدور گفتن به منتقدین و مخالفین بحث کردن مثل یک آدم متمدن را بلد نیستند!

    واقعا خودتون ببینید چطور دو سه روزه دسته جمعی و سیستماتیک دارند منو ترور می کنند و چه با پیام خصوصی و چه عمومی دارند به من حمله می کنند و تهدید می کنند؟ فقط چون فیلم افشاگری یک زن مجاهد رده ی بالای مجاهدین را در مورد سواستفاده های جنسی رجوی به اشتراک گذاشتم عملا دارند به من میگن ممکنه فردا یه فیلم افشاگری در باره ی خودت درست بشه که روابط جنسی بخاطر پول داشتی! اولا برای اطلاع این دوستان بگم اگر هم درست بشه که هیچ بعید نیست با این برخوردهایی که من می بینم دست به اینگونه اعمال بزنند میگم به شما هیچ ربطی نداره و اگر هم اینکارو کردم جسم خودم را فروختم مملکتم را که به صدام ها نفروختم و حیثیت مردمم را که نفروختم! سواستقاده از چندین هزار هوادار بیچاره برای قدرت خودم که نکردم! واقعا اینها عملکرد یک گروهی ست که معتقد است برای آزادی و دمکراسی کار می کنه؟ جمهوری اسلامی برای حفظ قدرتش تهدید و ترور شخصیت می کنه اینا هنوز به قدرت نرسیده دارند این کار رو می کنند! چطور من میتونم باور کنم که اینها مشکل شون مردم و جامعه مون هست؟ شما اگر حقانیت دارید چرا اینطور ترور می کنید و اجازه ی انتقاد و مخالفت نمیدید که مردم خودشون قضاوت کنند؟ حالا حتی اگه این خانوم دروغ بگه چرا فحاشی می کنید چرا منطقی پاسخ نمیدید؟ چرا اینقدر منو تهدید می کنید و فحش می دید؟ شما میخواید برای فردای ایران حکومت کنید؟ مخالف را که همین الان بدتر از رژیم خمینی و خامنه ای جلاد دارید می کشید؟ تمام این روش ها حتی الان که در قدرت نیستند شبیه به جمهوری اسلامی ست که ناشی از ایدئولوژی مذهبی شون هست که به یک سکت شبیه هست و میگه ما درست ترین و برترینم و هر کسی که با ما نیست و انتقاد کنه باید نابود بشه! نمیدونم چرا به جای تهدید این و اون نیروشون رو برای کارهای مفید نمیذارند خیلی دلم میخواد ببینم فردا در بروکسل که مقابل اروپا برنامه ای برای نسرین ستوده ست و چند تا از همین هایی که دارند به من توهین می کنند و تهدید می کنند و در حدودها زندگی می کنند حاضر میشن !

    https://www.facebook.com/akhtarghasemiI  

    یکی از هزاران نمونه تهدید و ترور شخصیت در اروپا این فرقه به قدرت نرسیده این حرکت ها را می کند وای به روزی که اگر اگر به قدرت برسند.

    -------------

    همچنین
    http://iran-interlink.org/fa/?mod=view&id=13912

    مشروح گزارش سمینار آغاز به کار انجمن زنان قسمت سوم

    متن سخنرانی خانم سلطانی در گردهمائی انجمن زنان

    .

    ... انجمن ما تعدادی زنان جدا شده هستیم که از فرقه مجاهدین و تشکیلات مجاهدین خلق تونستیم جان سالم به در ببریم و خودمان را به جامعه و دنیای آزاد برسانیم. در همین جا لازم است من از خیلی دوستهامون یادی بکنم و اینها نتوانستند و خیلی هاشون توی اون فرقه کشته شدند کسانی همچون مینو فتحعلی، مهری موسوی، مرجان محمدی، آلان محمدی، نغمه حکمی، زهرا فیض بخش، معصومه غیبی پور یا کسانی که هنوز در زندان این تشکیلات هستند کسانی فاطمه حاج خداوردی(تهمینه) و یا کسان دیگر که به هر دلیل ما اینجا نمی توانیم اسم ببریم من اینجا یادشان را گرامی می دارم و خوشحالم همین تعداد محدودی که تونستیم بیائیم به دنیای آزاد و با انبوه مشکلاتی که وجود دارد بتوانیم پشتوانه ای باشیم برای سایر زنها ...

    انجمن زنان ایران، اول دسامبر 2012
    www.iran-zanan.de

    برای مشاهده قسمت سوم فیلم سمینار آغاز بکار انجمن زنان اینجا
    را کلیک کنید

    ضمن خوشامد گوئی به همه دوستانی که از کشورهای مختلف توانستند خودشان را به این جلسه برسانند و جای بقیه دوستان خالی امروز ما خوشحال هستیم که در روز حذف خشونت علیه زنان روز 25 نوامبر تأسیس انجمن خودمان را اعلام می کنیم.

    انجمن ما تعدادی زنان جدا شده هستیم که از فرقه مجاهدین و تشکیلات مجاهدین خلق تونستیم جان سالم به در ببریم و خودمان را به جامعه و دنیای آزاد برسانیم. در همین جا لازم است من از خیلی دوستهامون یادی بکنم و اینها نتوانستند و خیلی هاشون توی اون فرقه کشته شدند کسانی همچون مینو فتحعلی، مهری موسوی، مرجان محمدی، آلان محمدی، نغمه حکمی، زهرا فیض بخش، معصومه غیبی پور یا کسانی که هنوز در زندان این تشکیلات هستند کسانی فاطمه حاج خداوردی(تهمینه) و یا کسان دیگر که به هر دلیل ما اینجا نمی توانیم اسم ببریم من اینجا یادشان را گرامی می دارم و خوشحالم همین تعداد محدودی که تونستیم بیائیم به دنیای آزاد و با انبوه مشکلاتی که وجود دارد بتوانیم پشتوانه ای باشیم برای سایر زنها ما کسانی هستیم که سالیان سال با گوشت و پوستمون شکنجه ها و فشارهائی که این تشکیلات بطور خاص روی زنها آورده به خلاف همه شعارهای دمکراتیک و برابری زن و مرد اما در عمق این مناسبات دیدیم که اینطور نیست. زن حجاب اجباری داره، کودکان زنان عضو این تشکیلات از آنها جدا شد و ستمی که چه به بچه ها و چه به مادران آنها روا شد بعد ازدواجها و طلاقهای اجباری، زنان و مردان در این فرقه حق نداشتند که همدیگر را دوست داشته باشند و سر کوچکترین ابراز علاقه و رابطه زنی با مردی چه می کردند و بعضا می دانید که چقدر جدا سازی بود و سر هر مورد کوچکی که بود مثلا یکبار که یک نفر پیام تبریک عید به یکی از اقوامش داده بود روزها و ساعتها برای این نشست گذاشتند و سرکوب و اهانت این طرف قضیه را داشته باشید و اون طرف قضیه که همه چیز تحت استثمار مطلق مسعود رجوی قرار داشت و اوجش اونجاست که زنانی که تمام هستی خودشان بچه و همه عواطفشان را همسر و زندگیشان را به اسم آزادی گذاشتند در نهایت جسمشان هم توسط مسعود رجوی سوء استفاده جنسی بشود و راهی اتاق خواب مسعود رجوی هم بشوند که باشه تا در یک دادگاه عادلانه مسعود رجوی توضیح بدهد که بعنوان یک رهبر چگونه و چرا این تجاوز را انجام داد.

    رجوی گردنبندی طلا که عکس خودش بر روی آن حک شده را به خانم ها هدیه می کرده است!

    من اصلا می گم که باشه مریم رجوی مقصر بود چون می دانید که این مسعود رجوی هیچ جا مسئولیت هیچی را به عهده نمیگیرد همین الان مگر از لیست تروریستی خارج نشدند چرا نمی آید یک موضعگیری کند و سوالات بی جواب را جواب بدهد مریم رجوی را انداخته جلو با بقیه باز هم استثمار اززنان ایشون پاسخگوی هیچکدام از اعمالش نیست و نخواهد بود. من می گم که مسعود رجوی احتیاجی به این نداشته و تحمیل شده بهش این ایجاد رابطه جنسی از طرف مریم و بقیه چونکه این خودش را پیغمبر می داند و بالاتر خودش را خدا می داند حالا من می گم که آره تقصیر مریم رجوی بوده این زنها را می فرستاده با هزار رنگ و لعاب ایدئولوژیک اتاق خواب مسعود توئی که رهبری چطور دست به اینکار زدی، چطور برای تو حلاله که تجاوز کنی به زنی که عاشق شوهر خودش بوده در راه آزادی اومده تو این مسیر برای تو حلاله که او را از همسرش جدا کنی و بهش تجاوز کنی و لذت ببری ولی برای شوهرش حرامه این چه منطقی است آخه، من بار دیگر از مسعود رجوی می خواهم که پاسخگو بشه اگر همه در جامعه حق دادند و رأی دادند به این کارها باشه من بسیار خوشحالم که الان یکی یکی این مدعی ها زیاد می شود و او باید جوابگو باشه من بسیار خوشحالم که خواهرم خانم میرباقری خودش را آزاد کرد. روزی که من شنیدم که یک زن دیگر از ا ین فرقه نجات پیدا کرده یک نفس راحت کشیدم یا همینطور خانم ابراهیمی یا کسان دیگری که روزانه از اسارت فکری این فرقه فاصله می گیرند و خودشان را رها می کنند.



    ما امیدواریم که بتوانیم پاسخگوی سوآلاتی باشیم که از ما دارند. امیدوارم که با تکیه به همدیگر و با افشاگری بتوانیم پشتوانه ای باشیم برای کسانی که چه در کشورهای اروپائی یا در خود این تشکیلات در لیبرتی بتوانند راه گریزی پیدا کنند. از همه مجامع بین المللی از همه سازمانها و کانونهای جدا شده کمک می خواهیم.

    افشای اسامی بیش از 95 نفر از زنان قربانی فرقه مجاهدین که به دستور مسعود رجوی رحم خود را خارج کرده اند

    آقای سبحانی:

    خیلی تشکر می کنم از خانم سلطانی و صحبتهای ارزنده ای که فرمودند. ما شرایط را متوجه می شویم که حجب و حیای زنانه باعث می شه که خانم سلطانی و سایر خانمها نتوانند که ابعاد را باز کنند چون که در صحبتهای خصوصی تر مشخص می شه که ابعاد چی هست و هنوز اون فضا و راحتی برایشان وجود ندارد که بتوانند آنچه که بر همه زنانی که وارد این مرحله سوء استفاده جنسی توسط رجوی شده اند آشکار بشه اتفاقا من فکر می کنم که رجوی هم به همین دلیل که می دونست و این یک تابو هست زن با خصوصیات زن ایرانی اگر چنین بلائی را سرش بیاورند نمی تونه جائی بگه و خجالت می کشه و می ترسه و بنابر این، این یکی از دلایلی بود که رجوی رویش حساب کرده بود و پیش بینی کرده امیدورایم که بتوانیم هر آنچه بر ما گذشته بگوئیم تا هم برای خودمان راحت تر باشه و هم جلوگیری بشه از ادامه این سوء استفاده جنسی

    ----------------

    همچنین
    http://www.iran-interlink.org/fa/index.php?mod=view&id=13905

    ویدئو گفتگوی زنده تلویزیون مردم با خانم ها سلطانی و میرباقری

    .

    ... خانم بتول سلطانی که از پادگان اشرف فرار کرده و هم اینک در اروپا زندگی می کند ضمن تشریح بیوگرافی خود برای اولین بار افشا نمود که به همراه سایر زنان شورای رهبری مجاهدین به عقد مسعود رجوی در آمده و با رهبر عقیدتی مجاهدین خلق همبستر شده است. خانم زهرا سادات میر باقری نیز که هم اکنون برادر و خواهرش در کمپ لیبرتی عراق ساکن است، در سال ۲۰۰۶ میلادی از پادگان اشرف فرار کرده است.او برای اولین بار در باره سرگذشت غم انگیز خود و خارج ساختن رحم بیش از ۱۰۰ زن شورای رهبری مجاهدین در پادگان اشرف پرده برداشت. او که به دلیل کمبود وقت نتوانست مطالب خود را تکمیل نماید، از اسنادی در باره مجاهدین خلق صحبت کرد که در آینده نزدیک قصد افشا و انتشار آنان را دارد ...

    انجمن زنان ایران، بیست و نهم نوامبر 2012
    http://www.iran-zanan.de/

    روز 28 نوامبر همراه با آقای جهانگیر شادانلو خانم ها بتول سلطانی و زهرا سادات میرباقری در یک گفتگوی زنده با تلویزیون مردم و با مدیریت آقای سربی شرکت کردند سایت زنان ایران از گردانندگان سایت آریا ایران آقایان جهانگیر شادانلو و جواد فیروزمند و همچنین از مدیر مسئول تلویزیون مردم آقای سربی و کلیه دست اندرکاران محترم تشکر می کنیم. این اطلاع رسانی، در جهت رساندن صدای ما جداشدگان از این فرقه و همینطور در راستای کمک و هموار نمودن راه گریز کسانی که نمی خواهند در این تشکیلات باقی بمانند یا هنوز در زندان این تشکیلات هستند بسیار ضروری می باشد.

    ویدئوی کامل برنامه روز ۲۸ نوامبر ۲۰۱۲

    همین گزارش در آریا ایران
    لینک به منبع

    همبستری مسعود رجوی با اعضای شورای رهبری مجاهدین، موضوع داغ تلویزیون Mardom.Tv

    بر اساس برنامه از قبل اعلام شده،روز چهارشنبه ۲۸ نوامبر ۲۰۱۲ برابر با ۸ آذرماه ۱۳۹۱،دو تن از اعضای سابق شورای رهبری سازمان مجاهدین خلق خانم ها بتول سلطانی و زهرا میر باقری اقدام به افشاگری حیرت انگیزی در تلویزیون Mardom.Tv نمودند.

    خانم بتول سلطانی که از پادگان اشرف فرار کرده و هم اینک در اروپا زندگی می کند ضمن تشریح بیوگرافی خود برای اولین بار افشا نمود که به همراه سایر زنان شورای رهبری مجاهدین به عقد مسعود رجوی در آمده و با رهبر عقیدتی مجاهدین خلق همبستر شده است.

    خانم زهرا سادات میر باقری نیز که هم اکنون برادر و خواهرش در کمپ لیبرتی عراق ساکن است، در سال ۲۰۰۶ میلادی از پادگان اشرف فرار کرده است.او برای اولین بار در باره سرگذشت غم انگیز خود و خارج ساختن رحم بیش از ۱۰۰ زن شورای رهبری مجاهدین در پادگان اشرف پرده برداشت.او که به دلیل کمبود وقت نتوانست مطالب خود را تکمیل نماید، از اسنادی در باره مجاهدین خلق صحبت کرد که در آینده نزدیک قصد افشا و انتشار آنان را دارد.

    آقای جهانگیر شادانلو نیز ضمن پاسخ به برخی مسائل، فیلمی را پخش و ترجمه نمود که توسط خبرنگار تلویزیون فرانس ۲۴ از میتینگ مریم رجوی در پاریس تهیه شده و در آن فیلم نشان می دهد که چگونه و با چه هزینه ای چندین هزار گردشگر و دانشجوی لهستانی به جلسات مریم رجوی گسیل شده و مجاهدین خلق آنها را در تلویزیون و نشریات خود بعنوان ایرانیان ساکن اروپا تبلیغ نموده اند.

    این برنامه زنده که به مدت ۲ ساعت از تلویزیون Mardom.Tv و با مدیرت آقای پارسا سربی اجرا شده بود،سئوالات بسیاری را پیش روی رهبری،فرماندهان،اعضا و هواداران مجاهدین خلق از یک طرف و افکار عمومی ایرانیان در طرف دیگر مطرح ساخته است.

    آقای پارسا سربی مدیر تلویزیون Mardom.Tv با اینکه از این افشاگری ها بعنوان یک اتهام بزرگ علیه مجاهدین یاد نمود،برای روشن شدن اذهان عمومی، از مجاهدین و رهبرانشان خواست که به مسائل مطرح شده از طرف افراد جداشده و بخصوص زنان شورای رهبری پاسخ بدهند.او از مسعود رجوی خواست که راجع به اتهامات مطرح شده در باره همبستری او با زنان شورای رهبری مجاهدین و خارج ساختن رحم زنان در پادگان اشرف و عراق پاسخگو باشد!

    لازم به یادآوری است این برنامه ها که از هفته گذشته شروع شده،همچنان ادامه داشته و روز چهارشنبه هفته آینده نیز تعدادی از اعضای جداشده شرکت خواهند داشت.

    گزارش سمینار انجمن زنان قسمت دوم

    قرائت پیام مادر رضوان توسط آقای مهدی خوشحال که هر دو نفرشان از فعالان حقوق بشر و پیشتازان روشنگری و افشاگری علیه فرقه مجاهدین هستند

    پیام به مناسبت آغاز به کار انجمن زنان

    با سلام به شما دختران عزیزم زنان آزاده و دلیر همچنین برادران و پسران عزیزم من رابعه شاهرخی مادر رضوان هستم که سه تن از فرزندان خودم را توسط فرقه رجوی و مطامع شیطانی آنان از دست داده ام و خودم هم مدتی در این مناسبات جهنمی بوده ام و مورد بدترین اذیت و آزارها قرار گرفته ام چرا که رجوی زن ستیز بر خلاف شعارهائی که دم از رهائی زنان می زند با همین بهانه و ترفند هم انقلاب مریم به راه انداخت و بدترین ستمها را بر زنان روا داشت

    با خبر شدم که انجمن زنان تشکیل گردیده که این انجمن متشکل از زنان آزاده و شجاعی است که به تازگی مناسبات فرقه رجوی را ترک کرده اند و در اروپا به سر می برند و باهدف کمک به دیگر قربانیان گرفتار در این فرقه بخصوص زنان می باشد.

    برای من جای بسی خوشحالی دارد و امیدوارم به اهداف والائی که دارید برسید و به نظر من در این شرایط که نیروها بخصوص زنان گرفتار در این فرقه در کمپ موقت لیبرتی به سر می برند و منتظر پذیرفته شدن آنان در کشورهای پناهنده پذیر هستند تشکیل این انجمن در چنین شرایطی بسیار تصمیم بجا و به موقعی بوده است و جای بسی خوشحالی و قدردانی از شما زنان شجاعی است که با تشکیل این انجمن به فکر همرزمان قدیمی خودتان بوده اید تا به آنان کمک کنید هر چه زودتر از فرقه مجاهدین رهائی پیدا کنند و سرنوشت خودشان را خود انتخاب کنند.

    از صمیم قلب به شما تبریک می گویم و برای شما در جهت رسیدن به اهداف والائی که دارید صمیمانه آرزوی موفقیت دارم من هم بعنوان مادر شما و زنی که ظلم و ستم فرقه رجوی را از نزدیک با گوشت و پوست لمس کرده اعلام می کنم آماده هر گونه کمک به شما عزیرانم هستم و از هیچ کمکی به شما عزیزانم و دختران خوبم دریغ نخواهم کرد تا شما در این اهداف مقدسی که دارید پیروز شوید و سایر زنان اسیر در فرقه رجوی نیز نجات یابند شما را به خدای بزرگ می سپارم قربانتان

    مادررضوان
    دست زدن حضار

    -------------

    همچنین
    http://iran-interlink.org/fa/?mod=view&id=13891

    مشروح گزارش سمینار آغاز به کار انجمن زنان قسمت اول:

    سخنرانی افشاگرانه خانم میرباقری کاندید عضو شورای رهبری سازمان مجاهدین خلق ایران

    .

    ... برای شناخت هر چه بیشتر این فرقه و کمکی باشه برای هموار نمودن راه و نجات سایر قربانیان و جدائی اونها از این فرقه البته باید بگم که کارهای خودم شخصا مرحله به مرحله با موفقیت انجام شده و اکنون زندگی جدیدی آغاز نمودم. در این مرحله می خواهم لیستی از 95 نفراز قربانیان زن این فرقه را به اطلاع افکار عمومی برسانم من یک لیست تهیه کردم از اسامی 95 نفر که البته اسامی بیشتر از اینها وبالاتر از 100 هست که انشالله در مراحل بعدی لیست را کامل می کنم و به اطلاع افکار عمومی می رسانم. این لیست موضوعش چی است؟ موضوعش در واقع عمل جراحی است که سازمان مجاهدین خلق با حیله ها و نیرنگهای مختلف روی این قربانیان انجام داده است عمل جراحی خارج کردن رحم و تخمدانهای تعدادی از اسامی را من اینجا می خوانم ...

    ایران زنان، بیست و هفتم نوامبر 2012
    http://www.iran-zanan.de/

    برای مشاهده فیلم سمینار آغاز بکار انجمن زنان (کلیک کنید)

    قسمت اول فیلم گزارش سمینار آغاز بکار انجمن زنان


    رجوی گردنبندی طلا که عکس خودش بر روی آن حک شده را به خانم ها هدیه می کرده است!


    افشای اسامی بیش از 95 نفر از زنان قربانی فرقه مجاهدین که به دستور مسعود رجوی رحم خود را خارج کرده اند

    خانم میرباقری:

    با سلام به دوستان که زحمت کشیدند و به اینجا تشریف آوردند. من زهرا سادات میرباقری هستم. همانطور که در مصاحبه بغداد اعلام کردم بعد از چهار بار طراحی برای فرار از سازمان مجاهدین خلق ، سرانجام موفق شدم در طراحی چهارم خودم را از کمپ اشرف در استان دیالی واقع در عراق نجات بدهم و فرار کنم. خوشبختانه این مسیر را با کمک مادر عزیزو دردمندم خانم فاطمه سادات رضائی و سایر دوستان طی نمودم و خودم را به اروپا رساندم. قبلا قول داده بودم که حرفهای ناگفته ام را در رابطه با فرقه مجاهدین و استثمار انسان و بویژه استثمار زنان در این فرقه مرحله به مرحله به اطلاع افکار عمومی برسانم تا راهی باشد برای شناخت هر چه بیشتر این فرقه و کمکی باشه برای هموار نمودن راه و نجات سایر قربانیان و جدائی اونها از این فرقه البته باید بگم که کارهای خودم شخصا مرحله به مرحله با موفقیت انجام شده و اکنون زندگی جدیدی آغاز نمودم. در این مرحله می خواهم لیستی از 95 نفراز قربانیان زن این فرقه را به اطلاع افکار عمومی برسانم من یک لیست تهیه کردم از اسامی 95 نفر که البته اسامی بیشتر از اینها وبالاتر از 100 هست که انشالله در مراحل بعدی لیست را کامل می کنم و به اطلاع افکار عمومی می رسانم. این لیست موضوعش چی است؟ موضوعش در واقع عمل جراحی است که سازمان مجاهدین خلق با حیله ها و نیرنگهای مختلف روی این قربانیان انجام داده است عمل جراحی خارج کردن رحم و تخمدانهای تعدادی از اسامی را من اینجا می خوانم:

    کبری طهماسبی(هاجر)

    صدیقه خدائی صفت

    حبیبه طاولی

    حوری سیدی

    حوری چرندابی

    شهربانو فسنقری

    شراره فریبرز

    فرزانه پوراقبال

    پروین پوراقبال

    طاهره زارنجی

    انسیه گلشاهی

    مهوش کرمی

    مهوش علیمددی

    ماندانا روستا

    مریم نظام الملکی

    فرح امامی

    فروزان تقی زاده

    مریم طبا طبائی

    انسیه قلی زاده

    فاطمه همدانی

    افسانه طاهریان

    سوسن بزرگان فرد

    اشرف تقوائی

    البته این لیست گفتم 95 نفر است که من در اختیار افکار عمومی می گذارم و شما خودتان می توانید مطالعه کنید.

    در مرحله بعد می خواهم موضوع دیگری از استثمار جنسی زنان را برای شما مطرح کنم حتما شما هم مثل من از خبر تجاوز مسعود رجوی به زنان شورای رهبری لایه اول شوکه شدید و براتون این سوال بزرگ پیش اومده چگونه مسعود رجوی بعد از عبور از بندهای انقلاب و بحثهای ایدئولوژیک داغ به این رسید که به تجاوز جنسی شورای رهبری دست ساز خودش مبادرت کنه من می تونم مراحلی که بوده تو این مدت در سازمان دور از چشم برادران و مردان طی شده در جلسات زنان و دختران با مسعود رجوی مقداری برای شما باز گو کنم تا این پازل که از الف به ی منتهی شد چگونه انجام شد. بطور نوبه ای بنام بحثهای انقلاب و جلسات مسعود رجوی ما را، زنان را به نزد مسعود رجوی صدا می کردند و ما مستمر باجشنهای مختلف مواجه می شدیم در این جلسات و خبری از بحثهای ایدئولوژیک نبود در واقع فقط بحث رابطه زدن با رهبر عقیدتی و برخوردهای ناموسی و یگانه بامسعود رجوی مطرح بود با هدایای مختلفی که از طریق مریم رجوی و خود مسعود رجوی شخصا به ما داده می شد شامل حوله حمام، لباسهای زیر زنانه، عطر و ادکلن و چیزهائی از این قبیل توسط زنان شورای رهبری لایه بالاتر که به مسعود رجوی نزدیک بودند و قبلا این مراحل را گذرانده بودند و به اصطلاح به یگانگی رسیده بودند

    ما را تشویق می کردند که رابطه ای یگانه بزنیم با مسعود رجوی و از کلمات عاشقانه و صحبتهای عاطفی با مسعود رجوی صحبت بکنیم خوب ما همیشه برامون سخت بود چون بیشتر از هرچیز ما این را یک روابط ایدئولوژیک می دونستیم بخاطر فرهنگ سنتی و فرهنگی که بین زنان ایران رواج داشت و بحث شیعه و مسلمان بودن روابطی بود که اقتباس گرفته شده بود از امام حسین یا پیامبر روابط زنان با پیامبر بیشتر ما در این رِنج می دیدیم و فکر می کنیم که ما چیزی را نمی فهمیم که باید بفهمیم و از این زنان شورای رهبری که قبلا این مسیر را گذرانده و بیشتر شناخت دارند و آگاه تر از ما هستند بعنوان خواهران بزرگتر ما باید یاد بگیریم و مرحله به مرحله اینطوری مغز شوئی ما گسترش و عمق پیدا می کرد مثلا غیر از اون هدایائی که گفتم گردنبندهای طلا می دادند گردنبندها ابتدا گردنبند مریمی بود که به خودم هم هدیه دادند ما تو جلسات فقط زنان بودند بامسعود رجوی خوب بعضا ما مشاهده می کردیم و خود من تعجب می کردم بلاخره بحثی که بود بعنوان زنان مسلمان داشتیم این بود که بحث محرم ونامحرم و اینجورچیزها هم تو سازمان خیلی مطرح کرده بودند ما در این تحویل گرفتن هدیه می دیدیم که حتی دست مسعود رجوی لمس می شد یا خود مسعود رجوی از روابطی که داشت از شوخی هائی که استفاده می کرد و بحثی که او هم مستمر مطرح میکرد: ناموس همچون خودش ما نمی فهمیدیم که ناموس همچون خودش یعنی و همینطور تکرار می کردیم خوب البته اگر کمی دقت می کردیم خوب تو خیلی از بحثها گفته شده بود که بحث طلاق شامل مسعود و مریم نمی شه پس این بحث ناموس که مطرح می کنند ناموس همچون خودش پس ما هم باید همچون مریم این مراحل را طی کنیم این را هیچوقت نمی فهمیدیم و بیشتر به اصطلاح روی ابرها وبحثهای ایدئولوژیک سیر می کردیم .

    مثلا غیر از اونکه گفتم گردنبند مریمی که عکس حضرت مریم بود روی اون طلائی که داده بودند غیر از اون در مرحله بعد به زنان شورای رهبری لایه دوم که من جزو آنها بودم و می گفتند شورای رهبری آزمایشی گردنبندی به ما هدیه داده شد در این جشنها که الان شما مشاهده می کنید عکس مسعود رجوی روی آن حک شده است

    این لیست که مشاهده می کنید همانطور که گفتم شامل 95 نفر از قربانیان زن این فرقه را شامل می شود که با حیله های مختلف حیله های مختلف مثلا چی بود اینکه شما کم خون هستید برای، عمل سنگ کلیه، برای درمان سردرتون باید این عمل را انجام بدهید مثلا افسانه طاهریان دوست من بود یعنی با هم هم یگان بودیم اون فرمانده یک یگان بود من فرمانده یک یگان و همانطور که می شناسید همسر سابق محمد آقا هستند افسانه من دیدم بستری بود بیمارستان خوب کمردرد داشت اینها مراحل مختلفی را داشتند برای انتقام گرفتن یا برای بی بازگشت کردن اینها و برای اینکه برای اینها آینده ای متصور نباشد یا اینهمه انرژی گذاشتن برای اینها و اینکه با دادن مقام و منصب به اونها او را از شوهرسابقشون جدا بکنند و به مسعود رجوی نزدیک بکنند. ایشون لایه اول بودند و من متوجه شدم خواهر دیگرم هم که شورای رهبری لایه اول است به من گفت که افسانه را عمل زنان کردند تو را هم اگر اینکار را بکنی کمرت بهتر می شود این در واقع پیغامشون را به من می رساند یکی از فرماندهان رده بالاعجیب دنبال من افتاده بود که این عمل را انجام بده. چون همه اینها قبل از این آگاه شده بودند که نفراتی که جدا می خواهند بشوند از سازمان و مسئله دارند به این شکل اینها را هم به رهبری نزدیکتر می کنند اسم این مرحله را گذاشته بودند رفتن بالای قله اینها زنانی هستند که به قله رهائی رسیده اند، اگر این قله رهائی است پس چرا مسعود رجوی خودش در هنگام اجرای روابط جنسی خودش با شورای رهبری لایه اول می گوید این روابط جنسی از نماز شب هم واجب تر است. از آن طرف به آقایان و خانم های داخل تشکیلات می گوید فکر رابطه جنسی هم حرام و خیانت است ولی خودش در اتاق خوابش برای وادار کردن زنان می گوید که مثل نماز شب است و به زنانی که عمل جراحی می کرده اند تشویق کرده و می گوید که از جنسیت رها شدید و بالای قله رفتید تشکیلات و حرفهای مسعود رجوی غرق دغل و تضاد و دروغ است البته می دانید که این را داخل پرانتز بگم مثلا تابلوهائی که مسعود رجوی هر بار مثلا در رابطه با موضوعات مختلف مطرح میکرد هر بار مثلا من یکبار خودم برای مسعود رجوی نوشتم ما جزو لایه ای بودیم که باید موضع گیریمون را سریع می نوشتیم و من هم پوش عادیسازی داشتم چون طرح داشتم برای فرار می گفتم این موضوعاتی که شما مطرح می کنید من با کوچکترین اخباری که می شنوم از بالای قله سقوط می کنم می افتم پائین یعنی تابلوها اینقدر آبکی مرحله به مرحله اینقدر پوشال بود بخاطر چی بخاطر این که رهبر عقیدتی خودش اون بالا چیزی که خودش گفته داره نقض میکنه از یکطرف می گه این تجاوز جنسی یعنی خوشبختانه من خودم لایه دوم مرحله اش به این مرحله نرسیده بود که این رابطه نزدیکتر را با مسعود رجوی داشته باشه به اصطلاح ما کسانی بودیم در مراحل بعدی قرار داشتیم این بود که چگونه این مراحل ا نجام شد از یک طرف گفته بود که این روابط جنسی از نماز شب هم واجب تر است در اونجا به اون شکل در پائین چکار می کردند برادرخودمن 5 ساعت این را در جلسه ای ازش خواستند 5 ساعت توی جلسه ای این را سرپا گذاشتند از اون خواستند که بیاید حرفی که تو یک محفلش گفته که "اینها غرق جیم هستند" را پس بگیره 5 ساعت این را فقط سر پا نگهداشتند که بیا اینکار را بکن بگه بعد خود مسعود رجوی می گه که از نماز شب واجب تر است. حرفها همه متناقض در رابطه با تابلوها که گفتم اینطوری بود که بعد در بین شماها فکر کنم که من در بین شما آخرین جدا شده باشم بعداز این گفت دیگه دیگه از تابلو ها خبری نیست بحث تابلوها را گذاشت کناربحث خلص ایدئولوژیک را شروع کرد که کسی نتواند روی اون هیچ حرفی بزند هیچ تناقضی باشه که بعد مرحله معرفی مسئول اول جدید سازمان شد. من انشاالله بقیه حرفهای ناگفته ام رادر مراحل مختلف به اطلاع افکار عمومی می رسانم در آخر تبریک خودم را به مناسبت تأسیس انجمن زنان اینجا اعلام کنم. با تشکر

    آقای سبحانی: تشکر می کنم از سرکار خانم میرباقری و خوشحالیم که توانستند خودشان را از فرقه مجاهدین نجات دهند. آرزو می کنیم که خواهران ایشان و برادرشان هم بتوانند از فرقه نجات پیدا کنند. همین آروز را داریم برای سه هزار نفر باقی مانده در کمپ لیبرتی

    -------------

    همچنین
    http://iran-interlink.org/fa/?mod=view&id=13879

    انجمن زنان در یک گردهمائی فعالیت رسمی خود را آغاز کرد

    .

    ... در این گردهمایی که بیش از 30 تن در آن حضور یافته بودند ابتدا آقای محمد حسین سبحانی ضمن تشکر از حضار اعلام برنامه کرد. سپس خانم زهرا سادات میرباقری، نحوه فرار و اخبار بسیار مهم از سوء استفاده جنسی و استثمار زنان را توضیح و تکمیل نمودند. آنگاه خانم سلطانی در مورد اهداف و ضرورت تشکیل انجمن زنان صحبت نمودند. همچنین خانم ملکی نقطه نظراتشون را در رابطه با سابقه استثمار زنان در درون فرقه ایراد کردند. و درانتها خانم نسرین ابراهیمی توضیحاتی را پیرامون اهداف انجمن زنان و سایر امور مرتبط با قربانیان زن فرقه مجاهدین را مطرح کردند. در این گردهمائی همچنین پیامهای از خانم هائی که متأسفانه موفق نشده بودند که در جلسه حضور یابند قرائت گردید. قسمت آخر این گردهمائی پرسش و پاسخ ...

    سایت ایران زنان، بیست و ششم نوامبر 2012
    http://www.iran-zanan.de/

    همچنین در
    http://www.iran-ghalam.de/2Haupt/6935-Zanane%20
    Iran-Aghaz%20Be%20Kar-26.11.2012.htm

    خانم میر باقری کاندیدای عضویت شورای رهبری سازمان مجاهدین جدایی خود را از این فرقه رسما اعلام کرد

    انجمن زنان رسما فعالیت خود را در یک سمینار با شکوه آغاز کرد وسایت این انجمن به آدرس اینترنتی زیر در دسترس علاقمندان قرار گرفت.

    آدرس سایت زنان:

    www.iran-zanan.de

    این انجمن با هدف حمایت و پشتیبانی از همه قربانیان و جدا شدگان از این فرقه بویژه زنان تشکیل گردید.

    در این گردهمایی که بیش از 30 تن در آن حضور یافته بودند ابتدا آقای محمد حسین سبحانی ضمن تشکر از حضار اعلام برنامه کرد.

    سپس خانم زهرا سادات میرباقری، نحوه فرار و اخبار بسیار مهم از سوء استفاده جنسی و استثمار زنان را توضیح و تکمیل نمودند.

    آنگاه خانم سلطانی در مورد اهداف و ضرورت تشکیل انجمن زنان صحبت نمودند.

    همچنین خانم ملکی نقطه نظراتشون را در رابطه با سابقه استثمار زنان در درون فرقه ایراد کردند.

    و درانتها خانم نسرین ابراهیمی توضیحاتی را پیرامون اهداف انجمن زنان و سایر امور مرتبط با قربانیان زن فرقه مجاهدین را مطرح کردند.

    در این گردهمائی همچنین پیامهای از خانم هائی که متأسفانه موفق نشده بودند که در جلسه حضور یابند قرائت گردید.

    قسمت آخر این گردهمائی پرسش و پاسخ انجام شد و حاضرین در جلسه سوالات خود را مطرح وبه تبادل نظر پرداختند.

    شرح گزارش کامل این گردهمائی بزودی منتشر خواهد شد.

    -----------

    همچنین
    http://iran-interlink.org/fa/?mod=view&id=13865

    فرقه تروریستی رجوی و نقض فاحش حقوق بشر

    علل سکوت وبی عملی سازمان عفو بین الملل دراین مورد چیست؟

    .

    ... سازمان عفو بین الملل یک تشکیلات عریض وطویل است که درتعداد قابل توجهی از کشورهای جهان دفتر وشعبه دارد _ این سازمان وابسطه به امریکا وانگلیس واسرائیل علاوه برشاخک های تیز وحساس دارای دربخش مربوط به ایران ظاهرا یک مسئول نیز دارد بنام خانم ژاکلین پرانشیو _ بخش ایران سازمان عفو بین الملل گرجه بسیار فعال است وازکنار کوچکترین مسئله درمورد نقض حقوق بشر درایران نمی گذرد ولی همین سازمان به ظاهر فعال وقتی مسئله بحث درمورد نقض فاحش وگسترده حقوق بشر درتشکیلات فرقه ای گروه رجوی می رسد چنان خود را به کری وکوری ولالی وناآگاهی می زند که گویی رخدادهای پیرامون نابودی حقوق انسانی درگروه رجوی دریک سیاره وکره دیگری رخ می دهد که مسئولین و گزارشگران این سازمان از ان کوچکترین اطلاعی ندارند !؟ ...

    الف .مینو سپهر، وبلاگ زنان در اسارت فرقه رجوی، بیست و سوم نوامبر 2012
    http://www.banafsheh707.blogfa.com/post-322.aspx

    سازمان عفو بین الملل یک تشکیلات عریض وطویل است که درتعداد قابل توجهی از کشورهای جهان دفتر وشعبه دارد _ این سازمان وابسطه به امریکا وانگلیس واسرائیل علاوه برشاخک های تیز وحساس دارای دربخش مربوط به ایران ظاهرا یک مسئول نیز دارد بنام خانم ژاکلین پرانشیو _ بخش ایران سازمان عفو بین الملل گرجه بسیار فعال است وازکنار کوچکترین مسئله درمورد نقض حقوق بشر درایران نمی گذرد ولی همین سازمان به ظاهر فعال وقتی مسئله بحث درمورد نقض فاحش وگسترده حقوق بشر درتشکیلات فرقه ای گروه رجوی می رسد چنان خود را به کری وکوری ولالی وناآگاهی می زند که گویی رخدادهای پیرامون نابودی حقوق انسانی درگروه رجوی دریک سیاره وکره دیگری رخ می دهد که مسئولین و گزارشگران این سازمان از ان کوچکترین اطلاعی ندارند ! ؟

    حقیقت اینست که امروزه هزاران دلیل ومستندان وصدها شاهد زنده در مورد نقض فاحش حقوق انسانی در مناسبات این فرقه دراختیار همه وجود دارد ولی حال این سئوال ر ا باید پیش روی مسئولین این سازمان قراردار که : شما که درحمایت از دروغ ها وتبلیغات این فرقه درمورد اردوگاه تخلیه شده اشرف بیانیه سیاسی صادر می کنید چرا درمقابل این همه شواهد درمورد نابودی حقوق انسانها بویژه زنان درمناسبات فرقه ای این گروه مهرسکوت برهم زده واز کنار این همه مستندات به سادگی گذر می کنید ؟ _ برای پاسخ به این سئوال نباید منتظر جواب سازمان عفو بین الملل ماند چراکه حاضر به پاسخگویی نخواهند گردید

    این بی عملی سازمان عفو بین الملل دودلیل دارد _ اول نفوذ عوامل این فرقه درتشکیلات این سازمان ظاهرا بی طرف حقوق بشری ودلیل دوم _ دریافت کمک قابل توجه ماهیانه از جانب این گروه فرقه ای _ تروریستی _ اصولا سازمان های مدافع حقوق بشرغربی درباره فعالیت های خود گزینشی عمل می نمایند .

    یادمان باشد که تنها یک بار سازمان امریکایی دیده بان حقوق بشر درسال 2005 ناپرهیزی کرد وگزارش" خروج ممنوع" را منتشر کرد و لذا واکنش درباره نقض سیستماتیک حقوق انسانی دراین فرقه طی این سه دهه گویا به یک تابو مبدل شده است _ متاسفانه مسئولین سازمانهای مدافع حقوق بشر به بررسی فاحش نابودی حقوق انسانی دراین فرقه نزدیک نمی شوند شاید ترس از ترور شخصیت و چماق کشی طرفداران این فرقه باعث این محافظه کاری باشد .

    خانم الاهه شریف پور (هیکس ) وآقایان عبد الکریم لاهیجی ومهدی قائمی سه تن از فعالان مستقل حقوق بشر هستند که تاکنون به علت اشاراتی اندک به نقض حقوق دراین فرقه مورد تهاجم چماقداران این فرقه قرارگرفته اند ..

    علل سکوت سازمان عفو بین الملل دراین مورد چیست ؟

    دراینجا روسی سخن من باخانم ژاکلین پرانشیو مسئول بخش ایران درسازمان عفو بین الملل می باشد

    خانم پرانشیو آیا شما بعنوان مسئول بخش ایران دراین سازمان هستید ازمحرومیت حقوق انسانی ونقض حقوق بشر اعضای این فرقه درعراق و فرانسه آگاهید ؟

    آیا می دانید وخبردارید که زنان در مناسبات تشکیلاتی فرقه رجوی به ضدانسانی ترین نوع ممکن مورد دستبرد فیزیکی _ جنسی _ احساسی قرار می گیرند ؟ آیا شما واقف هستید که اعضای این فرقه چنددهه است از ارتباط بادنیای آزاد وملاقات با اعضای خانواده هایشان محروم هستند _ آیا شما اگاهی دارید که این افراد از هرنوع ارتباط شامل نوشته نامه ودسترسی به اینترنت وغیرو منع گردیده اند ؟ اگر از این موارد آگاه هستید چرا هیچ اقدامی از جمله بیانیه واعتراض نامه دراین مورد صادر نمی کنید ؟ اگر نا آگاهید که باید به حال شما تاسف خورد که دفاع از حقوق بشر را دسته بندی می کنید وبهمین دلیل باید به سازمان شما بعنوان یک سازمان حقوق بشری مستقل شک کرده وآنرا یک سازمان وابسطه با نگرش انتخابی وگزینشی درمورد نقض حقوق بشر بشمار آورد .

    خانم ژاکلین پرانشیو

    به شما پیشنهاد می کنم برای اثبات استقلال خود چند اقدام مفید وضروری انجام دهید

    1- یک بااعضای سابق این گروه ارتباط برقرارکرده وبه خاطرات وستم هایی که بر آنها رفته است گوش کنید .

    2- یک گروه ویژه را به اردوگاه موقت حریه درعراق بفرستید تا درمحیطی خارج از مراقبت های تشکیلاتی فرقه بااعضای آن گروه بویژه زنان اسیر گفتگو نمایند .

    3- یک گزارشگر به میان جمع خانواده های متحصن این گروه درعراق اعزام کنید تا با این پدران ومادران ملاقات کرده واز وخواست های انسانی شان آگاهی بدست آورید

    درصورت انجام چنین تقاضاهایی نشان خواهید داد که شما سازمان شما واقعا مستقل وحقوق بشری است ودرغیر اینصورت نشان خواهید داد که ضن این نگارنده کاملا صحیح است وسازمان شما قبل از اینکه حقوق بشری باشد یک تشکیلات سیاسی درخدمت دولت های غربی است که تنها موضع سیاسی دیکته شده از جانب آنها را درقالب بیانیه و اعلامیه صادر می نماید .

    الف .مینو سپهر _ تلاشگرمستقل حقوق بشروزنان 2012/11/22
    کدشناسه متن
    PSCODE.IBN.NR :445870/11/2012/A240AF

    ----------

    همچنین
    http://iran-interlink.org/fa/?mod=view&id=13853

    از عقیم کردن زنان تا سوء استفاده جنسی در فرقه فاشیستی مجاهدین خلق (فرقه رجوی)

    .

    ... همانطورکه درگزارش دیده بان حقوق بشرذکر شده است، طلاق اجباری افراد مزدوج یکی از مراحل مختلف انقلاب ابدئولوؤیک فرقه بوده وهیچ گریزی درانجام آن نیست. البته این قانون شامل شخص مسعود و مریم رجوی نمی شود و تنها این دوبودند که می توانستند با هم ازدواج کنند . این در حالی است که بندج ماده پنجم “میثاق بین المللی حذف تمام اشکال تبعیض نژادی” مصوبه ۲۱ دسامبر ۱۹۶۵ “حق ازدواج و انتخاب همسر ” را ازحقوق بنیادی هر زن برمی شمارد. موسسه تحقیقات دفاعی ملی امریکا (رند) نیز درگزارش خود راجع به فرقه مجاهدین خلق براین واقعیت صحه می گذارد که زنان عضو مجاهدین خلق درعراق باید زندگی تجرد را برمی گزیدند. در گزارش این موسسه آمده است: “به عنوان بخشی از “انقلاب ایدئولوژیک”، طلاق های اجباری و تجرد ازجانب رجوی ها جبرا اعمال گردیده است ...

    نیم نگاه، بیست و دوم نوامبر 2012
    http://www.nimnegah.org/farsi/?p=1662

    قربانیان تروریسم به دو دسته کلی تقسیم می شوند، دسته اول کسانی هستند که هدف حملات تروریستی قرار می گیرند. معمولا هر جا از قربانیان تروریسم یاد می شود منظور از قربانیان ، این دسته هستند. اما دسته دومی نیز وجود دارند که تا کنون کمتر مورد توجه قرار گرفته اند.این دسته همان اعضاء گروه های تروریستی اند که تحت شرایط ضد حقوق بشری به عضویت این گروه ها درآمده و در وضعیت های غیرانسانی به انجام اقدامات تروریستی وادارمی شوند یا دراردوگاه های این گروه های تروریستی به گروگان گرفته می شوند.

    اعضای فرقه تروریستی مجاهدین خلق ساکن درعراق (کمپ لیبرتی) از جمله دسته دوم قربانیان تروریستی اند که در اسارت این فرقه گرفتارشده اند. این موضوع وقتی مهم تر جلوه می کند که هزارتن ازاعضاء فرقه مجاهدین خلق را زنان تشکیل می دهند. آنها یا مجرد هستند یا از شوهرانشان طلاق گرفته اند و کاملا تنها زندگی می کنند. این خواست فرقه است. به آنها القاء شده است که خود را وقف فرقه و خواسته های رهبران فرقه بکنند و این گونه به رستگاری برسند.

    بسیاری،ازنقض گسترده حقوق بشری اعضاء فرقه تروریستی مجاهدین خلق خصوصا زنان عضو خبرنداشتند تا اینکه درجریان اشغال عراق درسال ۲۰۰۳ میلادی که دیکتاتوری صدام حسین برای همیشه از بین رفت، بعضی از اعضا توانستند از شرایط آشقته به وجود آمده ناشی از جنگ نهایت استفاده را برده واز پادگان مخوف اشرف که محل استقرارآنها بود فرارکنند.

    آنها واقعیت های دردناکی از آنچه رهبران فرقه بر سر زنان می آورند را برای افکار عمومی جهان روایت کردند. روایت کردند که چگونه ساده ترین حقوق اولیه زنها در پادگان اشرف نادیده گرفته می شود. درهمین حال گروههای حقوق بشری، نهادهای دولتی و سرویس امنیتی برخی کشور ها نیز گزارش های تکان دهنده ای ازوضعیت اعضای فرقه خصوصا زنان عضو منتشر کردند که ابعاد فجایع صورت گرفته بر ضد زنان پادگان را ترسیم می کند.

    سقوط صدام حسین همچنین به نهادهای حقوق بشری فرصت داد تا تحقیقات مستقلی درخصوص وضعیت نابهنجار و غیرانسانی ساکنان اشرف به عمل آورند و نتایج این تحقیقات هولناک را دراختیار عموم قراردهند.گزارش زیر براساس اسناد و شواهد برگرفته ازاعترافات جدا شده ها، نهادهای حقوق بشری، موسسه های مطالعاتی و تحقیقاتی و سرویس های امنیتی برخی کشورهای غربی تنظیم شده است. در این گزارش سعی می شود وضعیت زنان ساکن اردوگاه اشرف بر اساس اسناد موجود در مقایسه با قوانین بین المللی راجع به زنان و قوانین حقوق بشری موجود بررسی شود.

    ۱-ازدواج ممنوع

    شاید تصورش دشوار باشد اما واقعیت این است که زنان عضو فرقه مجاهدین خلق حق ازدواج ندارند. آنها اگر هم ازدواج کرده باشند می بایست ازهمسرانشان طلاق بگیرند. درفرقه به آنها گفته می شد که این برای تشکیلات ضروری است. اعتقاد رهبر فرقه براین است که عشق زنان به همسرانشان سبب ایجاد حائل میان عشق آنها به فرقه ورهبرفرقه خواهد شد و زنان را از انجام وظایف شان در برابر فرقه و رهبران آن باز می دارد. درتشکیلات فرقه رجوی عشق و علاقه، تنها دررابطه فرد با فرقه و رهبران آن معنا پیدا می کند. لذا زنان عضو فرقه باید تنها به رهبری آن عشق بورزند. این نشانه فداکاری و اثبات علاقه مندی به فرقه ارزیابی می شود.

    دیده بان حقوق بشردرگزارشی که درمارس ۲۰۰۵ میلادی منتشر کرد به این موضوع پرداخته است. دراین گزارش که با نام “خروج ممنوع” منتشر شد با اشاره با دیکتاتوری شدید مسعود و مریم رجویآمده است :

    “مراحل مختلف انقلاب ایدئولوژیک سازمان مجاهدین خلق عبارت بودند از: طلاق های اجباری افراد مزدوج، نگارش مرتب گزارش های خود انتقادی، چشم پوشی از تمایلات جنسی و فداکاری جسمی و روحی مطلق برای رهبری.”

    همانطورکه درگزارش دیده بان حقوق بشرذکر شده است، طلاق اجباری افراد مزدوج یکی از مراحل مختلف انقلاب ابدئولوؤیک فرقه بوده وهیچ گریزی درانجام آن نیست. البته این قانون شامل شخص مسعود و مریم رجوی نمی شود و تنها این دوبودند که می توانستند با هم ازدواج کنند .

    این در حالی است که بندج ماده پنجم “میثاق بین المللی حذف تمام اشکال تبعیض نژادی” مصوبه ۲۱ دسامبر ۱۹۶۵ “حق ازدواج و انتخاب همسر ” را ازحقوق بنیادی هر زن برمی شمارد.

    موسسه تحقیقات دفاعی ملی امریکا (رند) نیز درگزارش خود راجع به فرقه مجاهدین خلق براین واقعیت صحه می گذارد که زنان عضو مجاهدین خلق درعراق باید زندگی تجرد را برمی گزیدند.

    در گزارش این موسسه آمده است: “به عنوان بخشی از “انقلاب ایدئولوژیک”، طلاق های اجباری و تجرد ازجانب رجوی ها جبرا اعمال گردیده است. طلاق اجباری زوج ها را موظف ساخت تا حلقه های ازدواج خود را در یک کاسه انداخته و عواطف خود نسبت به یکدیگر را محکوم نمایند.”

    در همین حال بند ۲ ماده بیست و سوم کنوانسیون بین المللی حقوق مدنی و سیاسی سازمان ملل متحد: “حق ازدواج و تشکیل خانواده برای مردان و زنانی که به این سن (سن ازدواج) رسیده اند، را برسمیت می شناسد.”

    موضوع اصرار بر تجرد و ممنوعیت ازدواج در فرقه مجاهدین خلق، که درگزارش های فوق نیز بر آن صحه گذاشته شده است ناقض بسیاری از مفاد حقوق بشری و از جمله نقض صریح میثاق بین المللی حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی سازمان ملل متحد است.

    بند ۱ ماده دهم میثاق مذکور تصریح می کند: “- خانواده که عنصر طبیعی و رکن بنیادین جامعه است باید تا حد امکان از محافظت و مساعدت گسترده برخوردار گردد، بویژه تا زمانیکه (خانواده) مسئولیت نگاهداری و تربیت کودکان را به عهده دارد. (همچنین) ازدواج باید با رضایت آزادانه و تمایل همسران منعقد گردد.”

    حق ازدواج و تشکیل خانواده از ساده ترین حقوق اولیه و بنیادین هر فرد است. این حق مانند حقوق اولیه دیگری نظیرداشتن شغل و انتخاب محل زندگی سلب نشدنی است و هیچ کس نمی تواند این حق را از دیگری سلب نماید. اما زنان عضو فرقه مجاهدین خلق در عراق از این حق بنیادی محروم اند.

    ۲- عقیم کردن زنان

    فرقه مجاهدین خلق بیش ازهر گروه دیگری مدعی تساوی حقوق زن و مرد است. اما زنان عضو فرقه از ساده ترین حقوق خود محروم هستند. قسمت هولناک موضوع اینجاست که فرقه مجاهدین خلق به ممنوعیت ازدواج برای زنان عضو قناعت نمی کرد. این فرقه برای از بین بردن هر گونه عطوفت مادری و یا بازگشت احتمالی زنان به شرایط قبل، در سال های استقراردر پادگان اشرف، طی یک سناروی خوفناک ضد بشری طرح عقیم کردن زنان ه را پیاده کرد.

    بتول (نسرین) سلطانی (۴۳ساله) یکی ازجداشدگان فرقه که ۲۰ سال سابقه همکاری و عضویت در سازمان را دارد، از جمله قربانیانی است که دردوران عضویت درفرقه مجاهدین خلق از همسرش طلاق گرفته و کودکش را رها ساخت و تا رده تشکیلاتی شورای رهبری آن ارتقاء یافت. وی در این خصوص می گوید:” در یکی از نشست‌های شورای رهبری سازمان مجاهدین‌ به نفیسه بادامچی (تنها دکتری که در رده شورای رهبری عضویت داشت) توسط مسعود رجوی ابلاغ شد که اولین و مهمترین مسئولیت او برداشتن رحم زنان است و بابت بالا رفتن آمار این زنان از شخص مسعود (رجوی) امتیاز می‌گرفت. در سازمان به جراحی رحم بالا رفتن از قله اطلاق می‌شود. مثلا در جلسات سازمان مسعود و مریم از نفیسه بادامچی سوال می‌کردند تاکنون چند زن به نوک قله رسیده؟ و چند زن در نوبت هستند؟ (نشست مطبوعاتی بتول سلطانی در همایش بزرگ پاریس،۱۹ ژوئن ۲۰۱۰ )

    به گفته این عضو جدا شده از فرقه مجاهدین خلق تا زمانی که وی درفرقه حضور داشته است (۱۸اکتبر ۲۰۰۸ ) بیش از ۱۵۰ نفر از خانم‌ها تحت عمل جراحی عقیم سازی قرار گرفته بودند.

    این در حالی است که بند” ه” ماده شانزدهم کنوانسیون حذف کلیه اشکال تبعیض علیه زنان ” داشتن حقوق یکسان جهت تصمیم گیری آزادانه و مسئولانه در زمینه تعداد فرزندان و فاصله زمانی بارداری و دستیابی به اطلاعات، آموزش و وسائلی که آنها را برای اجرای این حقوق قادر میسازد.” را از حقوق زنان به رسمیت شناخته است.

    از قانون فوق چنین بر می آید که اولا بارداری حق اولیه هر زن است یعنی داشتن فرزند از حقوق اولیه هر زن به حساب می آید و ثانیا زنان در باردار شدن کاملا آزاد بوده و هیچ کس نمی تواند هیچ گونه محدودیت یا اجباری در این زمینه برای آنها به وجود آورد. آزادی زنان در این زمینه شامل تعداد فرزندان و فاصله های دوره بارداری نیز می باشد. یعنی هیچ کس نمی تواند زنی را وارد کند که چه وقت باردار شود، تا چه رسد به اینکه کاری کند که آن زن اصلا باردار نشود! قانون مذکور حتی تدارک وسایل و امکانات لازم برای دوره بارداری زنان را لازم و ضروری بر می شمارد.

    برداشتن رحم زنان بر اساس زور و تحت تعلیمات فرقه ای می تواند نوعی نقص عضو برای زنانی باشد که قصد دارند بچه دار شوند. نوعی نقص عضو که قابل درمان و جبران نیست.کم نیستند قوانین حقوق بشری که بر سلامت جسمی و روحی زنان تاکید ویژه ای دارند.

    عقیم کردن زنان در تناقض با قوانین حقوق بشری است که سلامت زنان را مورد تاکید قرار می دهند. بند ۱ ماده دوازدهم میثاق بین المللی حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی سازمان ملل متحد تصریح می کندکه :” دولتهای عضو این میثاق حق هر فرد را برای دستیابی و برخورداری از بالاترین (وضعیت) سلامت جسمی و روحی، برسمیت می شناسند.”

    همان گونه که ملاحظه می شود قوانین مذکور به صراحت بر” سلامت” زنان و حق دسترسی آنها به “آموزش های تربیتی”خاص کودکان تاکید ویژه ای دارند.اما عقیم کردن ساکنان اشرف عملا به معنای نادیده انگاشتن سلامت آنها و نقص عضو آنهاست.

    ممنوعیت ازدواج و عقیم کردن زنان عملا تلاش برای انقطاع نسل اعضاء ساکنان اشرف است. در حقیقت این موضوع یک نسل کشی است . در حقوق بین الملل هر گونه تلاش هدفمند برای جلوگیری از زاد و ولد یک گروه، قبیله یا قوم، مصداق نسل کشی است. بر اساس کنوانسیون جلوگیری از نسل کشی و مجازات مرتکبین” تحمیل استانداردهایی به قصد جلوگیری از زاد و ولد اعضای گروه” مصداق بارز نسل کشی است.

    این دقیقا همان چیزی است که درخصوص زنان عضو فرقه تروریستی مجاهدین خلق اعمال شد. نزدیک دو دهه هیچ کودکی در پادگان اشرف متولد نشد. صدای هیچ کودکی در این پادگان به گوش نمی رسید. سن و سال زنان عضو مجاهدین خلق عمدتا بالای ۴۰ است؛ دوره ای که امکان بارداری برای زنان بسیار پایین خواهد آمد. در حقیقت این زنان اگر بعد از آزادی از فرقه رجوی هم بخواهند باردا شوند یا به دلیل عقیم شدن نمی توانند یا به دلیل سن بالا.

    ۳- کنترل و سوء استفاده جنسی زنان

    یک واقعیت تلخ و مشمئز کننده فرقه مجاهدین خلق سوء استفاده جنسی از زنان فرقه است. گزارش های منشر شده حاکی است که مسعود رجوی بسیاری از زنان مطلقه فرقه را که مجبور به جدایی از شوهرانشان کرده بود مورد کامجویی قرار می‌داد.

    موسسه رند در گزارشش در این خصوص می نویسد: عشق به رجوی ها می بایست جای عشق به همسر و خانواده را میگرفت. این گزارش کنترل جسی زنان در پادگان اشرف را تایید می کند. در بخشی از گزارش موسسه رند آمده است: اعضای سازمان مجاهدین خلق می بایست افکار و حتی خواب شبانه، خصوصا افکار و تمایلات جنسی خود، همینطور مشاهدات در خصوص سایر اعضا، را بطور روزانه ثبت نمایند.

    به گفته خانم بتول ( نسرین) سلطانی یک از جدا شده های فرقه مجاهدین خلق کارکرد خشونت و استفاده جنسی از زنان در فرقه مجاهدین آنقدر زیاد بود که صدای فریاد شخصیتها و نویسندگان بین‌المللی را نیز درآورد،‌ به گونه‌ای که یک بار دبیر دوم سفارت آمریکا در بغداد طی گزارشی مستند، از بخشی از جنایات سرکرده گروهک تروریستی منافقین در تسویه حساب‌های خونین و کشتار همکاران خود، تجاوز به زنان عضو فرقه، مسموم سازی و اعدام دهها تن از اعضای بریده این گروهک پرده برداشت. این مقام آمریکایی که به مدت ۹ ماه، اسناد و پرونده‌های گروهک منافقین در عراق را مورد مطالعه و بازبینی قرار داده و خود نیز از مسئولان مرتبط با مسائل پادگان اشرف بوده است، در گزارش خود می‌نویسد: مسعود رجوی مانند «ملک فاروق» پادشاه سابق مصر حتی به زنان همکار خود نیز رحم نمی‌کند.

    این در حالی است که بند الف و ب ماده ۲ اعلامیه حذف خشونت علیه زنان ” خشونت جسمی، جنسی و روانی که در جامعه عمومی اتفاق می افتد، از جمله تجاوز، سوء استفاده جنسی، آزار جنسی و ارعاب در محیط کار، در مراکز آموزشی و جاهای دیگر، قاچاق زنان و تن فروشی اجباری را از مصادیق بارز خشونت علیه زنان بر می شمارد.

    ۴- جدا کردن زنان از کودکان شان

    به طلاق اجباری زنان متاهل، وادار کردن آنها به زندگی تجرد، کنترل و سوء استفاده جنسی از آنها توسط رهبر فرقه مجاهدین خلق باید جنایت جدا کردن کودکان از مادرنشان را اضافه کرد.

    بر اساس آمار ۷۰ درصد از زنان عضو مجاهدین خلق در عراق مجرد بوده و تاکنون ازدواج نکرده اند و در مجموع ۱۰ درصد از زنان فرقه که متاهل بوده اند دارای فرزند هستند. با این حال این زنان متاهل از دیدن و سرپرستی کودکانشان محرومند. در گزارش اداره امنیت فدرال آلمان آمده است: “کودکان خردسال اعضایی که در سازمان مشغول فعالیت بودند در “خانه های کودکی” که سازمان ایجاد کرده بود، درکشورهای غربی و همچنین شهر کلن اسکان داده شدند. این بچه ها از والدین خود جدا گردیده تا با تربیت مجاهدین جهت جنگجویی ونبرد در ارتش آزادی بخش آماده گردند.”

    این در شرایطی است که قوانین حقوق بشری و کنوانسیون های مربوطه داشتن حضانت کودکان را برای والدین خصوصا زنان یک حق طبیعی می دانند.

    بر اساس بند” و “ماده شانزدهم کنوانسیون حذف کلیه اشکال تبعیض علیه زنان :” داشتن حقوق و مسئولیتهای یکسان در رابطه با حضانت (سرپرستی)، قیمومت کودکان و فرزند خواندگی یا رسم های مشابه با این مفاهیم که در قوانین داخلی وجود دارد. در کلیه موارد منافع کودکان از اولویت برخوردار است.

    علاوه بر این جدا کردن کودکان از والدین از مصادیق مشخص نسل کشی محسوب می شود. در کنوانسیون جلوگیری از نسل کشی و مجازات مرتکبین به صراحت آمده است که “جداسازی اجباری کودکان گروه از گروه مادر و انتقال آنها به گروهی دیگر” عین نسل کشی است.

    ۵-شکنجه زنان

    فرقه مجاهدین خلق خصوصا در اروپا با ژست‌های حقوق بشری تلاش می‌کنند خود را طرفدار حقوق بشر و حقوق زنان معرفی کنند. آنها خصوصا در اروپا از مساوات و آزادی زنان حرف می‌زنند، گروه‌ها و تشکل‌های بسیار زیادی بنام زنان ایجاد کرده و در گروه‌های حقوق بشری فعالیت می‌کنند و بنام زنان و دفاع از آزادی زنان ایران، کنفرانس ها و همایش های متعددی برگزار می‌کنند اما در عمل خود به آنچه که می گویند اعتقاد و التزام عملی ندارند! و سابقه شان خلاف ادعاهایشان را نشان می دهد.

    براساس گزارش دیده بان حقوق بشر (مارس ۲۰۰۵) اعضای سابق مجاهدین خلق علت جدایی شان از فرقه را طلاق های اجباری دسته جمعی در سال ۱۹۸۸ و آزارو اذیت و شکنجه توسط عمال سازمان به دنبال “چک های امنیتی” در سال ۱۹۹۴ و ۱۹۹۵ ذکر کرده اند.

    این در حالی است که بر اساس ماده هفتم کنوانسیون بین المللی حقوق مدنی و سیاسی سازمان ملل متحد مصوبه ۲۶ دسامبر ۱۹۶۶:”هیچکس نباید در معرض شکنجه یا رفتار تحقیرآمیز و مجازات غیر انسانی و وحشیانه قرار گیرد.

    همچنین مطابق بند ح ماده ۳ اعلامیه حذف خشونت علیه زنان مصوبه ٢٣ فوریه ١٩٩۴ مجمع عمومی سازمان ملل متحد: زنان بطور برابر حق برخورداری و حفظ همه حقوق بشر و آزادی های اساسی در عرصه های سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، مدنی، و همه عرصه های دیگر را دارند. این حقوق از جمله شامل مورد زیر است:

    حق اینکه فرد مورد شکنجه یا دیگر مجازاتها یا رفتار خشن، غیر انسانی و تحقیرآمیز واقع نشود.

    ۶- ممانعت از ورود به ایران

    مجاهدین خلق به زنان فرقه اجازه نمی دهند با خانواده هایشان ارتباط برقرار کنند. آنها زنان را در یک محیط کاملا ایزوله نگهداری می کنند و اجازه نمی دهند که از فرقه جدا شده و به ایران بازگردند یا به یک کشور ثالث بروند.

    در بسیاری از موارد، عوامل فرقه مجاهدین خلق به خانواده اعضای فرقه در ایران اطلاع داده اند که بستگان آنها (عضو در فرقه)کشته شده یا مرده اند.همین الان هم تحت فشار نهادها و گروه های حقوق بشری اجازه تماس رسانه ها با اعضای فرقه را نمی دهند زیرا هر گونه ارتباط با دنیای ازاد را به مثابه تهدیدی برای ساختار فرقه ای حکم بر سازمان قلمداد می کنند.

    گزارش دیده بان حقوق بشر دقیقا به این موضوع می پردازد که اعضای فرقه حق ترک آن را ندارند. در این گزارش می خوانیم: ” اعضای ناراضی که خواهان ترک سازمان بودند در بنگال ها محبوس می شدند. حبس در بنگال نوعی مجازات برای کسانی بود که از دیدگاه رهبری مرتکب خطایی شده بودند.”

    موارد فوق تمام تظلماتی نیست که در حق زنان عضو فرقه مجاهدین خلق اعمال می شود. آنها مجبورند لباس یک دست و یک رنگ بپوشند. حق استفاده از لوازم آرایش ندارند. در ضمن پا به پای مردان در ساخت و سازهای داخل پادگان حضور می یافتند . تلاش می شود ازلحاظ فیزیکی مانند مردان به نظر برسند به همین دلیل زنان مجبور به کار اجباری و رژه درمقابل آفتاب سوزان عراق هستند تا چهره شان زنانه به نظر نیاید و همتای یک مردحاضر به انجام کارهای طاقت فرسا شوند. این ها تها بخشی از موارد نقض حقوق بشری است که فرقه مجاهدین خلق نسبت به زنان عضو فرقه در عراق اعمال می کند.

    در چنین شرایطی لازم است سازمان های حقوق بشری حضور فعال داشته باشند. نهادهای مدنی و سازمان های غیر دولتی طرفدار صلح توجه بیشتری به این موضوع نشان دهند. موسسات مستقل برای نجات زنان عضو از ساختار فرقه ای حاکم بر آنها وارد عمل شوند.

    ---------------------

    همچنین
    http://iran-interlink.org/fa/index.php?mod=view&id=13800

    افسانه ی رقص رهایی و ذهن بیمار رهبرعقیدتی مجاهدین ـ بخش اول

    .

    ... تا به حال نتوانسته اید بگویید و سختتان بوده است. همه مشغول نوشتن شدند، یادم هست که یک نفر گفت که صفر صفر است وهرچه داشته نوشته و گفته است. مسعود گفت : محال است. مریم رجوی هم گفت : شما الان زن مسعود هستید و به هرحال هر زنی بعد ازازدواج حتما حرف وناگفته هایی برای شوهرش دارد. مسعود رجوی، آن خانم و بعضی دیگراز خانمها که همین موضع را داشتند، صدا زده ودر گوشی با آنها از نزدیک حرف می زد. در این حال تعدادی از خانم ها وضعیت به هم ریخته ای پیدا کردند و با گریه عنوان می کردند که موضوع هایی بوده که سال ها دردلشان نگه داشته اند و اذیتشان می کرده و خلاصه همه شروع کردند به حرف زدن که یک تعداد هم صحبت کردند. بعد چند نفراز نفرات دفتر که کارهای خدماتی و اداری مسعود و مریم رجوی را انجام میدهند، میز را برداشتند و شیرینی پخش شد ...


    (رهبران فرقه تروریستی رجوی در حال تهدید اسرای بازداشتگاه اشرف)

    نیم نگاه، چهاردهم نوامبر 2012
    http://www.nimnegah.org/farsi/?p=1479

    بی شبهه ، مفهوم مطلق انگاری و کیش شخصیت زائیده تفکر و ذهن انسان متعلق به دوران قرون وسطی و عصربربریت است. اینکه فرد و شخص ـ که در دنیای واقعی همانند همه انسانهاست همچون یک اسطوره در دنیای ذهن قلمداد گردد و مبدل به سوژه یا یک قدیس ماورایی و آسمانی در ذهنیت برخی از انسانها درمقاطع گوناگون تاریخی شود یک امر ناراست و بی شک یک بیماری فراگیر و پالس روشنی از تلاشی فردیت و هویت و ذات مستقل آدمهاست.

    انسان در دنیای معاصر با پایبندی به الزامات زیست جمعی و فردی از جمله دموکراسی ، آزادی و برابری انسانها بسیاری از تابوها ، افسانه ها واسطوره های ذهن تاریخی را به نقد و تحلیل منطقی کشیده است و سرانجام با حقیقت مفاهیم ،رویدادها و واقعیت راستین خویش مواجه شده است.

    ولی همچنان بازتولید ذهن توسعه نیافته دردنیای مدرن ادامه دارد و در این میان مناسبات ، ساختار و فضای فکری حاکم برفرقه مجاهدین یک نمونه عینی و مشخص است. اما چرا تابوها ، ذهن بیمار ، توسعه نیافته و متعلق به دوران بربریت ـ گاه خود را به شکلی آزاردهنده در دنیای مدرن، عصر تحولات دموکراتیک وعقلانیت انتقادی عیان و آشکار می کند؟ دکترعلی شریعتی اندیشمند و متفکر ایرانی معتقد است : عوامل انحطاط انسان سه چیز است : جهل ، نفع و ترس …

    تیم مدیریت سایت نیم نگاه

    خانم بتول سلطانی عضو سابق شورای رهبری مجاهدین و ارتش آزادیبخش

    تا به حال نتوانسته اید بگویید و سختتان بوده است. همه مشغول نوشتن شدند، یادم هست که یک نفر گفت که صفر صفر است وهرچه داشته نوشته و گفته است. مسعود گفت : محال است. مریم رجوی هم گفت : شما الان زن مسعود هستید و به هرحال هر زنی بعد ازازدواج حتما حرف وناگفته هایی برای شوهرش دارد. مسعود رجوی، آن خانم و بعضی دیگراز خانمها که همین موضع را داشتند، صدا زده ودر گوشی با آنها از نزدیک حرف می زد. در این حال تعدادی از خانم ها وضعیت به هم ریخته ای پیدا کردند و با گریه عنوان می کردند که موضوع هایی بوده که سال ها دردلشان نگه داشته اند و اذیتشان می کرده و خلاصه همه شروع کردند به حرف زدن که یک تعداد هم صحبت کردند.

    بعد چند نفراز نفرات دفتر که کارهای خدماتی و اداری مسعود و مریم رجوی را انجام میدهند، میز را برداشتند و شیرینی پخش شد و گفتند که وسط را خالی کنید. وقتی وسط خالی شد، با اشاره شهرزاد صدر یک آهنگ تند از بیژن مرتضوی که هنوز طنین آن در ذهنم است، پخش شد و در برابر چشمان حیرانم متوجه شدم که زنان ارشد شورای رهبری به وسط ملافه ها که خالی بودند، آمده و درحال درآوردن لباس هایشان هستند. مسعود گفت : بله لباس های شرک و جاهلیت را درآورید و این حوض شماست که بایستی درآن شیرجه بزنید و اینجا یگانه شوید تا دیگر در تمام صحنه های رزم و کار و مسوولیت مثل کوه استوار باشید!!؟ در این حین هرنفر که لباس هایش را در می آورد، کارکنانی از دفتر ، آنها را جمع می کردند و همه را در نایلونی قرار می دادند و در آن را بسته و روی آن با ماژیک نوشته و می بردند و یک نفر مشغول رقص می شد. همینطورنفرات رو به زیاد شدن بودند و مریم به همه می گفت : لباس شرک و ریا را بکنید و به مسعود نزدیک شوید و یگانه شوید!! و همینطور متوجه شدم که مریم و چند نفر دیگر ازجمله گیتی گیوه چی و فائزه محبت کار و دیگران به دقت بقیه را زیر نظر دارند وتعدادی از اعضای ارشد مشغول صحبت و متقاعد کردن نفراتی هستند که از درآوردن لباس ابا دارند و یکی دو نفر را هم از جلسه خارج کردند.

    در این بین توقف کوتاهی به جلسه داده شد ومریم سخنرانی کوتاهی کرد وگفت : شما که هنر نکرده اید، شما امضای ایدئولوژیک و آرمانی داده بودید به مسعود و هرمقطع یا سرفصلی دوباره می دهید پس رقص رهایی برای شما چیست. این رقص، رهایی شماست. شما باور نداشتید که مسعود شوهرشماست، وگرنه یادتان هست و فیلمهایی حتما دیده اید. یک عقد کافی بود برای یک زن که تا ابد خودش را درحریم شوهرش ببیند. اگرسقف ایدئولوژیک امضا شده به رهبرعقیدتی سقف این سالن است، سقف ازدواج و زناشویی این میزاست، شما درک و فهم نادرستی دارید. برای این است که الان بعضی سختتان است لباستان را دربیاورید، وگرنه شیرجه میزدید دراین حوض!! مساله از خود شما حل میکند، وگرنه یک زن چشم ندارد زن دیگری را ببیند و با این مکانیزم شما حاضرید برای همدیگر جان بدهید و همدیگر را دوست دارید و حسادتهای زنانه و قالی از زیر پای همدیگر کشیدن جای خودش را به دوست داشتن یکدیگر می دهد وخیلی تشویق میکرد که ما صحنه های معاشقه مسعود با زن دیگری را نگاه کنیم. آخر جلسه همه یک بسته دیگر ازمسعود هدیه گرفته و جلسه تمام شد.

    اولین جلسه که ۵ ساعت به طول انجامید، ساعت ۴ صبح تمام شد و ما همگی به مقرهایمان برگشتیم. پس ازآن سلسله نشستهایی با خود مسعود و همینطور با مریم رجوی آغاز شد.

    ………………………………

    معرفی

    خانم بتول سلطانی عضو شورای رهبری سازمان مجاهدین خلق ایران در سال ۱۹۸۶ به عضویت این سازمان درآمده و در سال ۲۰۰۶ با فرار از قرارگاه اشرف و تسلیم خود به کمپ نظامیان آمریکایی موسوم به تیف از این سازمان جدا شد .

    خانم بتول سلطانی در سال ۱۹۶۵ در ایران متولد شد.وی در سال ۱۹۸۶ با حسین مرادی ازدواج کرده و به پاکستان سفر نمود. در آنجا به سازمان مجاهدین خلق جذب شده و یک سال بعد یعنی در سال ۱۹۸۷ به دستور سازمان به عراق رفت. درسال ۱۹۹۱ به دستورسازمان ازهمسرش جدا شده وفرزندان خود را نیز به دستورسازمان درهمان سال به اروپا فرستاد. در آن زمان فرزندان وی هاجر مرادی متولد ۱۹۸۷ در پاکستان ۵ ساله و میعاد مرادی متولد ۱۹۹۱ درعراق ۶ ماهه بودند.

    بعدها دختر وی با نام مستعار ستاره خبازان در جنوب سوئد و نزد یک خانواده ایرانی اقامت گزید و اما پسرش توسط یک خانواده ازعراق به هلند برده شد که بعد از مدتی سازمان به دلیل اختلافی که با آن خانواده پیدا کرد او را پس گرفت و به خانواده دیگری سپرد ولی آنها نیز دچار مشکل شده و نهایتا وی به یتیم خانه منتقل گردید .

    خانم بتول سلطانی در سال ۱۳۶۵ به عضویت سازمان مجاهدین درآمده و با خروج از ایران وارد مقر این سازمان در عراق شد . وی پس از طلاق سازمانی از همسر و جدایی از فرزندان در تمام نشست های ایدئولوژیک سازمان وفاداری خود به رهبران سازمان را اثبات کرده و حکم عضویت در شورای رهبری به عنوان بالاترین رده تشکیلاتی به وی ابلاغ شد . سلطانی سابقه حضور در مقرهای سازمان مجاهدین خلق در عراق ، فرانسه و انگلیس را دارد . با گذشت زمان دیدگاه وی نسبت به سازمان تغییر کرده و با مشاهده برخی دوگانگی ها تصمیم به جدایی از سازمان مجاهدین خلق ایران را گرفت.

    خانم بتول سلطانی در سال های ۲۰۰۷ تا ۲۰۰۹ مصاحبه هایی با بنیاد خانواده سحر انجام داد که به سه بخش کلی تقسیم بندی میشوند .

    ۱٫ اولین سری مصاحبه ها که بطور کلی حاوی خاطرات خانم بتول سلطانی در طول حدود دو دهه عضویت در فرقه رجوی است.

    ۲٫ مصاحبه هائی که با موضوع پادگان های فرقه ای اشرف در عراق و مریم در فرانسه و تشابهات و کارکردهای آنان انجام شده است.

    ۳٫ مصاحبه هائی که با موضوع خودسوزی و عملیات انتحاری در فرقه رجوی به عنوان یک نمود فرقه ای و مغزشوئی صورت گرفته است.

    این مصاحبه ها به زبان های عربی و انگلیسی نیز ترجمه شده است.

    پس از جدایی خانم بتول سلطانی از سازمان مجاهدین خلق وی در مصاحبه ها و اعترافات خود به افشاگری درباره رهبران سازمان مجاهدین خلق دست زد . کارکرد خشونت و استفاده جنسی از زنان در سازمان محور صحبت های خانم سلطانی است . وی در گفته خود عنوان داشته است که مسعود رجوی رهبر سازمان مجاهدین خلق با زنان این سازمان ارتباط جنسی داشته است . نقض حقوق بشر و محرومیت از حقوق اولیه، درخواست های غیرانسانی از اعضای سازمان، حذف فیزیکی افراد ناراضی سازمان و استفاده ابزاری از اعضای سازمان جهت استفاده های تبلیغاتی از دیگر مواردی است که خانم سلطانی در صحبت های خود به آن اشاره کرده است . بتول سلطانی به خاطر این افشاگری ها از طرف مسعود رجوی رهبرعقیدتی مجاهدین تهدید شده است .

    --------------

    همچنین
    http://iran-interlink.org/fa/index.php?mod=view&id=13815

    افسانه ی رقص رهایی و ذهن بیمار رهبرعقیدتی مجاهدین ـ بخش دوم

    .

    ... بعد از مراجعه به دفترمریم او با گفتن این جمله :” امشب شب زفاف تو و شب معراج توست و قدرشناس قیمتی باش که مسعود برایت داده تا همانند من و در سطح من و بیش از من بعد از این معراج با مسعود یکی شوی و بار مسوولیت به دوش بکشی و خودت را عاشق ترین بدانی یا اگر خوب نفهمی و ناسپاسی کنی از دور خارج می شوی وهمچون جسدی میشوی در تشکیلات و روی میز ما خواهی ماند، بنابر این سعی کن قیمتی که برایت داده شده است را درک کنی و در کار و مسوولیت کوشا باشی “!! بعد مرا با لبخندی به سمت مجموعه ای که اتاق خواب مسعود بود، راهنمایی کرد. من در حالی که شوکه شده بودم و سردرد عجیبی داشتم، باز فکرمیکردم که این آزمایش است اما آن شب تا صبح و شب های مشابه اورا یک مرد عادی و دیدار را یک ملاقات جنسی محض یافتم و از نظر من پلیدی ای بود که با این برنامه رنگ و لعاب ایدئولوژیک به آن زده می شد ...

    نیم نگاه، شانزدهم نوامبر 2012
    http://www.nimnegah.org/farsi/?p=1561

    بی شبهه ، مفهوم مطلق انگاری وکیش شخصیت زائیده تفکر و ذهن انسان متعلق به دوران قرون وسطی و عصربربریت است. اینکه فرد و شخص ـ که در دنیای واقعی همانند همه انسانهاست همچون یک اسطوره در دنیای ذهن قلمداد گردد و مبدل به سوژه یا یک قدیس ماورایی وآسمانی در ذهنیت برخی ازانسانها درمقاطع گوناگون تاریخی شود یک امرناراست و بی شک یک بیماری فراگیر و پالس روشنی از تلاشی فردیت و هویت و ذات مستقل آدمهاست.

    انسان دردنیای معاصر با پایبندی به الزامات زیست جمعی و فردی از جمله دموکراسی، آزادی و برابری انسانها بسیاری از تابوها، افسانه ها واسطوره های ذهن تاریخی را به نقد و تحلیل منطقی کشیده است وسرانجام با حقیقت مفاهیم، رویدادها و واقعیت راستین خویش مواجه شده است.

    ولی همچنان بازتولید ذهن توسعه نیافته دردنیای مدرن ادامه دارد و در این میان مناسبات ، ساختار و فضای فکری حاکم برفرقه مجاهدین یک نمونه عینی و مشخص است. اما چرا تابوها، ذهن بیمار، توسعه نیافته و متعلق به دوران بربریت ـ گاه خود را به شکلی آزاردهنده در دنیای مدرن، عصرتحولات دموکراتیک وعقلانیت انتقادی عیان و آشکار می کند؟ دکترعلی شریعتی اندیشمند و متفکر ایرانی معتقد است : عوامل انحطاط انسان سه چیز است : جهل ، نفع و ترس …

    تیم مدیریت سایت نیم نگاه

    افسانه ی رقص رهایی و ذهن بیمار رهبرعقیدتی مجاهدین ـ بخش دوم

    خانم بتول سلطانی عضو سابق شورای رهبری مجاهدین و ارتش آزادیبخش

    در این جلسات مریم رجوی دائما می گفت فکرمی کنید که بعد ازاین عقد چه چیزی برای شماست؟ یکی از خانمها گفت: این موضوع برایم واقعی نمیشود وبا همسرم مقایسه می کنم. بعد مریم گفت: که شما عاشق نیستید و قیمت عشق مسعود به شما یکجانبه است و من می فهمم وگرنه چرا شما تا حالا کاری نکردید وما نمیدانستیم که چکار باید بکنیم. ما که همه جور جسما و روحا دراختیار او هستیم دیگرچه کار باید کرد!!؟

    تقریبا یک سال بعد دیدم که مریم در جلسه گفت: شما چگونه زنی هستید که مسعود را می بینید ولی خود را برایش هلاک نمی کنید که به اتاق خواب او بروید و با او یکی شوید!! من احساس کردم که آب شدم و پتکی توی سرم خورد. یعنی چه؟ امکان ندارد. برای کنجکاوی بیشتر خواستم خود را شیفته این موضوع بدانم. می خواستم بدانم که بالاخره آیا موضوع بیش ازاین هم جنسی میشود یا فقط ایدئولوژیک و آزمایش است تا این که اولین باربعد از برنامه رقص رهایی که تقریبا از ساعت ۱۰ شب تا یک صبح طول کشید و جلسه تمام شد به من گفتند که بعد از تمام شدن حوض به مقر نرفته بلکه خواهرمریم با من کار دارد و به دفتر مریم بروم.

    بعد از مراجعه به دفترمریم او با گفتن این جمله :” امشب شب زفاف تو و شب معراج توست و قدرشناس قیمتی باش که مسعود برایت داده تا همانند من و در سطح من و بیش از من بعد از این معراج با مسعود یکی شوی و بار مسوولیت به دوش بکشی و خودت را عاشق ترین بدانی یا اگر خوب نفهمی و ناسپاسی کنی از دور خارج می شوی وهمچون جسدی میشوی در تشکیلات و روی میز ما خواهی ماند، بنابر این سعی کن قیمتی که برایت داده شده است را درک کنی و در کار و مسوولیت کوشا باشی “!!

    بعد مرا با لبخندی به سمت مجموعه ای که اتاق خواب مسعود بود، راهنمایی کرد. من در حالی که شوکه شده بودم و سردرد عجیبی داشتم، باز فکرمیکردم که این آزمایش است اما آن شب تا صبح و شب های مشابه اورا یک مرد عادی و دیدار را یک ملاقات جنسی محض یافتم و از نظر من پلیدی ای بود که با این برنامه رنگ و لعاب ایدئولوژیک به آن زده می شد. من عمق یک فرقه واپسگرا را دیدم که اینگونه همه چیز افراد را درقید و بند خود نگاه میدارد. احساس می کنم همانجا هر چه که از سازمان و بنیانگذاران و مقاومت و راه سرخ حنیف ومبارزه بود در درونم تبدیل به مشتی خاکستر شد، اما سعی کردم خودم را نگهدارم و شاید تصمیم به فرار ازهمان جا در من قطعی شد.

    با خود فکر میکردم این همه شبانه روزبه دستور تشکیلاتی و نشست های موسوم به سرویس تشکیلاتی، توی سربرادرهای تحت مسوولمان می زنیم و خون آنها را درشیشه میکنیم که چرا نگاه چپ به کسی کردی و طلاق و فشار و به قول مسعود که همیشه سفارش میکرد ودستور می داد که سلاحت را بایستی دائما این مردها بالای سر خود احساس کنند. تیغ انتقاد و کار کشیدن از جسم آنها، تبر و تپانچه و میگفت: دلسوزی برای برادرهای تحت مسوول یعنی همخوابگی با آنها ” و اینها عین جملات مسعود است که به ما درس شقاوت وسنگدلی میداد، اما درجلسات بعدی حوض شورای رهبری، به محض اینکه آن را اعلام میکردند با خود فکر و به دیگران نگاه می کردم، این بار نوبت کیست که توسط مریم به صورت خصوصی به اتاق خواب مسعود دعوت شود و دعا میکردم که من نباشم واین جلسات با شکل و صورت های متفاوت ولی یک محتوای جریان وار ادامه داشت و بعدها فهمیدم استثماری در شکلی بسا پیچیده تر و کامل تر از زن بود.

    پس از آن، نشست های متوالی که با مریم داشتیم که باید لحظه به لحظه درباره واکنشهای درونیمان صحبت می کردیم و مینوشتیم و مریم عبورهرکس را از حوض شورای رهبری تایید میکرد و بعد ازآن حتما ارتقای درجه و مسوولیت داشت. همیشه قبل از این جلسات و هر بار توسط گیتی گیوه چی توضیحات امنیتی داده می شد که این موضوع باید کاملا محرمانه بماند و با هیچ کس صحبتی نشود. البته همه مراسم رقص رهایی کاملا سری بود و حتی ۲ عضو شورای رهبری همسطح هم حق نداشتند در این گونه موارد با هم صحبت کنند. تمامی حفاظت مسعود را هم از زنان شورای رهبری در همین سطح میگذاشتند. البته اساسا همه زن هایی که در حفاظت بودند، رده شورای رهبری داشتند ولی به هیچ عنوان حتی برای حفاظت ورودی مقر هم از برادران با بالاترین رده استفاده نمی شد.

    من با ۳ نفر از اعضای شورای رهبری به نام های حول این جلسات « ب ر » و « ز ش » ،« ش ح » بخصوص بعد از سقوط صدام و مدتی که این جلسات تعطیل شده بود، حرف می زدیم و یکی ازاینها که سطح مسوولیت بالایی هم داشت، میگفت که خودش غیر ازموارد تکی، چند نفری با برخی نفرات هم ستاد ی اش همخوابگی با مسعود داشته ومیگفت که مریم رجوی به این نوع ملاقات با مسعود ” معراج جمعی میگفته است “!! من به او گفتم که چرا مرا درچنین ترکیبی صدا نکرده اند که او گفت : تو حتما کمتر با کسی اصطلاحا گیس و گیس کشی داشتید و وقتی این کینه ها وحسودی ها بین ۲ زن یا چند زن شورای رهبری بالا می گرفت، همگی آنها به اتاق خواب مسعود دعوت می شدند و او با همگی شان میخوابید، اما من به شخصه هیچ گاه شاهد چنین صحنه هایی نبودم. اودر ادامه میگفت : توجیه مریم سر این به اصطلاح معراج جمعی این بود که بین یک یا چند زن شورای رهبری که اصطلاحا گیس و گیس کشی به معنی دعوا و حسادت اوج می گرفت، انجام می شده و مریم میگفت: این ملاقات با این شکل و شیوه، مساله حل کن است !! رقص رهایی هر ماه انجام می شد و بعد ازهرکدام باید در حضور مریم همه لحظات و واکنشهای ذهنی و احساسی مطرح می شد و در کاغذ مینوشتیم وبه مریم می دادیم. بعد از هر ملاقات با مسعود باید ورودیه میدادیم و در یک برگ هرتناقض یا حرف نگفته ای داشتیم، می نوشتیم و می دادیم، اما بعضا بین چند تا حوض شورای رهبری یا چند رقص رهایی یک بار به اتاق خواب مسعود دعوت می شدم. توجیه مریم درتکرار این جلسات این بود، اینها نیاز است وبایستی تکرارشود.

    حول فلسفه این حوض ها و ملاقات ها، ساعت ها کار توجیهی و نشست انجام می شد که بخشی از آن شامل حفاظت اطلاعات اینگونه جلسات بود و حتی یادم هست که در همین مجموعه نشست ها، رجوی میگفت : که نابودی ما فقط در صورت ضربه زدن ایدئولوژیک است و ضربه یعنی ربوده شدن شورای رهبری و فاش شدن اسرار سازمان، چرا که هیچ اندیشه عادی گرایانه ای نمی تواند ذوب ایدئولوژیک شما زنان را بفهمد!! و خلاصه ازاین بحث ها زیاد می کرد و یک بارهم می گفت: که اگر کسی از شورای رهبری ببرد و برود به دیگران بگوید، هیچ کس باورنخواهد کرد و به او می خندند و خود آن نفر مارک دروغگو خواهد خورد، اما اگر این تعداد از زنان درسطح شما یعنی حوض رفته شورای رهبری زیاد شود آن موقع زمان سقوط ایدئولوژی ما خواهد بود، چون کسی درک نخواهد کرد. هر چند من در دستگاه عادی، قیمت ازدواجم با مریم را هم که طلاق ایدئولوژیک از شریف گرفته بود، دادم اما اینبارفرق خواهد کرد و برای همین کنترل فوق العاده ای روی زنانی که این سطح را داشتند از نظر امنیت و حفاظت اعمال می شد. دفعات اول و بعد ها هم به صورت دیدن نواریا تکرار این سلسله نشستها و سخنان مریم تکرارمی شد. در بیشتر این نشست ها مریم رجوی به ما میگفت که به اندازه من به همه شما توسط رهبری پرداخته شده است و من باز هم با شما جنگ دارم و باز هم به جنگ من بیایید و بگویید مریم چرا؟ و خلاصه بحث در مجموع روی ۲ محور بود؛ یکی نوشتن و دادن ، بازهم درون خود و هرآنچه که دراحساس و روان و روح ما می گذشت و کار کشیدن ازجسم و به قول خود مریم، نبرد ایدئولوژیک در دفاع ازرهبری با خون و نفس و تبلورش در کارکشیدن خصمانه و بدون یک ذره دلسوزی برای افراد تحت مسوولیت و هر کس دیگر و به قول خودش بی شکاف برای رهبری بود. بعد هم بهینه کردن و به قول مریم آببندی این زنان در مقابله با مردها که میگفت : آب بندی باشید.من همیشه فکر میکردم که همه اینها فقط برای امتحان و تست است. تست قرار گرفتن در آرمانهای مسعود رجوی تا این که خودم با تمام وجود لمس کردم که نه، یک پارامتر مهم دیگر هم وجود دارد و آن درغلتیدن مسعود رجوی در روابط جنسی وارضای شهوانی، آن سوی سکه قدرت طلبی و کیش شخصیت اش است.

    پایان

    ------------

    همچنین
    http://iran-interlink.org/fa/index.php?mod=view&id=12656

    زنان جداشده از فرقه مجاهدین ، خاری در چشم رجوی

    .

    ... در این بین که از تک به تک این اعضای جدا شده نام برده است و کسی را از قلم نینداخته اما لازم به ذکر است که دو زن از زنان جدا شده یعنی من و همینطور دوست عزیزم خانم نسرین ابراهیمی در صف اول این آکسیون اعتراضی بودیم اما اشاره ای به این موضوع نکرده است فرار من و دوست عزیزم نسرین ابراهیمی که همواره همچون خاری در چشم رجوی هست اما اینکه چگونه وجود این خار در چشم و فریادهای حق طلبانه ما را که بیش از مردان به رغم تبلیغات این سازمان پیرامون زنان جهت روشن شدن افکار عمومی و هشدار به همه کسانی که دانسته یا ندانسته اسیر دام این سازمان فریبکار می شوند را نادیده گرفته و درد و سوزش ناشی از آن را تا این حد تحمل کرده است جای بسی شگفتی دارد ...


    (مریم رجوی فرمانده مستقیم عملیات نسل کشی و کشتار اکراد عراقی بود)

    بتول سلطانی، ایران قلم، شانزدهم ژوئن 2012
    http://www.iran-ghalam.de/2Haupt/6205-
    Soltani-Khare%20Cheshm-15.06.2012.htm

    تشکیلات سازمان مجاهدین در یک واکنش ذلیلانه به تجمع اعتراضی جمعی از قربانیان و جدا شدگان از این فرقه در روز 5 ژوئن در میدان سن میشل پاریس و برگزاری جلسه که به جد خواهان پاسخگوئی سران این فرقه و آزاد سازی انسانهائی که در تشکیلاتشان به اسارت گرفته اند در واکنشی تحت عنوان اطلاعیه شورای ملی مقاومت که در سایتهایش منعکس نمود همچون گذشته آکسیون اعتراضی و انتقادی اعضای جدا شده خود را که بعضا ربع قرن در مناسبات تشکیلاتی این سازمان گرفتار و اسیر بودند را به دشمن و گشتاپوی ملایان نسبت داد!

    دریغ که این نسبت دادنها و این فرار از پاسخگوئی اصلی که به هر دری زده است جز اینکه اشاره ای به احضار و سوآل و جواب دادگستری فرانسه از مریم رجوی بکند همچون گذشته به مسائل حاشیه ای دیگر و آکسیون اعتراضی جداشدگان پرداخته و هر آنچه که لایق زن و شوهر رجوی در مزدوری برای اسرائیل و وطن فروشی به اسم آزادی است به این نفرات که اغلب دعاوی زندگی از دست رفته و خیانت به آرمانها از طرف این فرقه را دارند شده است.

    در این بین که از تک به تک این اعضای جدا شده نام برده است و کسی را از قلم نینداخته اما لازم به ذکر است که دو زن از زنان جدا شده یعنی من و همینطور دوست عزیزم خانم نسرین ابراهیمی در صف اول این آکسیون اعتراضی بودیم اما اشاره ای به این موضوع نکرده است فرار من و دوست عزیزم نسرین ابراهیمی که همواره همچون خاری در چشم رجوی هست اما اینکه چگونه وجود این خار در چشم و فریادهای حق طلبانه ما را که بیش از مردان به رغم تبلیغات این سازمان پیرامون زنان جهت روشن شدن افکار عمومی و هشدار به همه کسانی که دانسته یا ندانسته اسیر دام این سازمان فریبکار می شوند را نادیده گرفته و درد و سوزش ناشی از آن را تا این حد تحمل کرده است جای بسی شگفتی دارد

    در هر حال دیر یا زود رسانه های این سازمان بایستی به این واقعیت اعتراف کنند. و دیر یا زود بایستی این زن و شوهر بر روی صندلی متهم پاسخگو باشند و آن روز دیر نیست و وعده ما که زندگی و از همه مهمتر اعتماد و آرمانمان را رجوی ربود باشد برای آن روز و این اطلاعیه ها و برچسبها زره ای از ایمان ما را به ادامه افشاگری بر علیه این فرقه کم نخواهد کرد

    ----------------


    Daniel Zucker, Maryam Rajavi and ALi Safavi

    Home


    Date: 2012-12-03
    (C) 2006